اگر هاشمی سکوت کند
مردم: این {...}* کجا خودشو قایم کرده از ترس جونش؟
اگر هاشمی به نفع موسوی موضعگیری کند
مردم: همه آتیشا از گور این {...} بلند میشه برای این که پروندههای مفاسد اقتصادیش رو نشه مملکت رو به آشوب کشیده و جوونای مردم رو به کشتن میده
اگر هاشمی به نفع رهبری موضعگیری کند
مردم: این {...} چون نقطه ضعف داره و می ترسه پروندههای مفاسد اقتصادیش رو بشه به مردم خیانت کرد
اگر هاشمی درباره انتخابات حرفهایی بزند اما صریحا موضعگیری نکند
مردم: این {...} میخواد هم از توبره بخوره هم از آخور. منتظره ببینه زور کدوم طرف میچربه بره سمت اون.
* به جای {...} انواع فحشهای مورد علاقه خود را قرار دهید.
داستان مرتبط:
اما این روزها بیشتر از همه از این اوسگولهایی خندهم میگیره که منتظرن هاشمی تو مجلس خبرگان، رهبری رو عزل کنه!!
سال هشتاد و چهار این هاشمی هی به اصولگرایان و بخصوص اصلاحطلب ها هشدار داد که بابا جان مملکت داره حکومت نظامی میشه، بشینید یه نامزد درست و حسابی معرفی کنید و برای انتخابات برنامهریزی کنید. هیچ کس گوش نداد. بعد هم که خودش مجبور شد بیاد رفقای مشارکتی (و کروبی و بقیه نامزدها) با تمام توان شروع کردن به زدن هاشمی. بعد که رسید به دور دوم تازه فهمیدهن چه خبطی کردن ولی دیگه خیلی دیر شده بود... شاید برای همیشه!
و جالبه مردمی که اون روزها برای رای دادن به هاشمی عشوه میاومدن، حالا ازش انتظار دارن سوپرمن بشه و "اجی مجی لاترجی" اوضاع رو درست کنه!
خندهدارتر از همه، جناب آقای اکبر گنجی هست که اومده تو صدای امریکا میگه هاشمی اگر سکوت کنه خیانت کرده!
بابا روت رو برم به خدا!
به هر حال، من فکر میکنم ایران هاشمی رو ـ شاید برای همیشه ـ از دست داد! متاسفم ولی اتفاقی هست که افتاده و یکی از خردمندترین، زیرکترین، عاشقترین، روشنفکرترین، مدرنترین و در عین حال مغرورترین، خوشخیالترین و بدنامترین چهرههای تاریخ سیاست ایران، بدون این که حتی از نیمی از ظرفیتش استفاده بشه مفت و مجانی از دست رفت.
من اگر جای هاشمی بودم استعفا می دادم و میرفتم عربستان پیش ملک عبدالله صفا میکردم.
ولی ظاهرا احمدینژاد در کنار تمام کارهای سختی که ممکن کرد تونست فائزه رو هم به صحنهی سیاست برگردونه! فائزهای که حتی برای پدرش (سال 84) وارد کارزار تبلیغات نشده بود این بار درست مثل سال 76 و به امید یه دوم خرداد دیگه با تمام قوا وارد میدون شده.
همون جور که احتمالا میدونید هاشمی و خانوادهش تو این انتخابات حامی میرحسین هستن و بنابر روایاتی اصلا در ورود میرحسین به انتخابات هم هاشمی نقش اساسی داشته. اما از اون طرف یاران نزدیک هاشمی مثل کرباسچی و نجفی کنار مهدی کروبی قرار گرفتهن. این دو پارگی در نوع خودش جالبه! البته جالبتر از اون، اینه که کرباسچی و عبدی در یک جبهه قرار گرفتهن!
در هر حال امیدوارم خداوند متعال هر جوری که خودش صلاح میدونه ما رو نجات بده...
حالا از این نقل قول عجیب و غریب هم که بگذریم، دیدن کرباسچی در اردوگاه حامیان کروبی غافلگیر کننده بود. شاید اون چیزی که ازش بدم میاومد (رای دادن به کروبی) داره به سرم میاد!
واقعا چه خبر شده؟ آیا این تصمیم کاملا شخصی بوده؟ موضع کارگزاران و هاشمی در برابر این قضیه چیه؟ میدونم که هاشمی و کارگزاران نسبت به کاندیداتوری خاتمی طبعا نباید نظر چندان مثبتی داشته باشن. البته نه به خاطر خود خاتمی ـ بلکه به خاطر حساسیت شدیدی که نسبت به خاتمی وجود داره و احتمال موفقیتش رو هم در مرحلهی انتخابات (امدادهای غیبی!) و هم بر فرض محال در صورت رسیدن به ریاست جمهوری نزدیک به صفر میکنه.
اما کروبی؟!... نامهی سرگشادهای که دم انتخابات قبلی برای هاشمی نوشته بود و کوبیده بودش یادتون هست؟
و اکنون بنگرید که خداوند ـ به توسط احمدی نژاد ـ چگونه دلها را به هم نزدیک کرد. باشد که پند بگیرید!
مرتبط: کرباسچی؛ بازگشت به عملگرایی از یاد رفته
×××
در مورد سفر هاشمی به عراق و استقبال و اعتراضها، پیشنهاد میکنم این نوشته رو بخونید: لشگر كشي هاشمي رفسنجاني به عراق و روح ناآرام صدام!
در مجموع به نظر میاد دلیل این اعتراضها ـ که ظاهرا گسترده و آن چنان مهم هم نبوده ـ برخلاف اون چه رسانههای غربی ادعا کردن نه به خاطر اعتراض به مداخلات ایران بلکه بیشتر به خاطر فرماندهی هاشمی در جنگ با عراق بوده.
حاشیه ـ کامنت یکی از خوانندههای تابناک جالبه:
"در بعضي فيلمهاي زمان اول انقلاب كه چهره هاشمي را با الان مقايسه مي كنم پي ميبرم كه چه فشار كاري وروحي را تا كنون متحمل شده"
فکر میکنم این اواخر با دیدن فیلم های مستندی که تلویزیون از سالهای اول انقلاب پخش میکنه این فکر از ذهن خیلیها گذشته!
×××
مثل این که فائزه باز هوس کربوبلا کرده!

1- این مجله رو که تو دکههای روزنامهفروشی دیدم کفم برید! دیگه کم مونده برای فرزند امام و ستون سابق انقلاب، شاخ و سبیل بذارن. (جزئیات بیشتر)
×××
2- روزنامه جمهوری اسلامی چند روز پیش به بهانه سیاُمین سالگرد پیروزی انقلاب با هاشمی مصاحبهی نسبتا مفصلی انجام داد که طبق معمول جواب ها محافظهکارانه بود و اما باز طبق معمول در میان سطور ناگفتههای مهم زیادی رو میشد خوند.
به فرازهایی از فرمایشهای معظم له توجه فرمایید!
× در شروع كار از نيروهاي انقلابي استفاده كرديم و تا مدتي اين گونه بود. ولي كم كم اولا نيروها زياد شدند و ياد گرفتند ثانيا اختلافات سليقه اي بروز كرد. تا مدتي اختلافات بين ياران امام و ليبرالها و يا منافقين و توده اي ها بود. كم كم دامنه اختلافات گسترده شد...طبعا وقتي اختلافات جدي شد استفاده از همه نيروها سخت شد. دولتي كه مي آمد و يا هركسي كه مسئول نهاد ارگان و يا وزارتخانه اي مي شد سعي مي كرد نيروهاي هم سليقه خود را بياورد... [این ها] تا سطحي طبيعي است . چون اگر كسي مي خواهد كار كند بايد با كساني باشد كه بدون درگيري و با كمترين اختلاف كار كند. ولي اينكه مابقي را طرد كنيم درست نيست... حكومتهاي دیگر دنيا هم شايد اوايل مثل ما بودند ولي كم كم قواعدي درست كردند تا وقتي دولت عوض شد همه مديران را جارو نكنند و نيروهاي خوب و مجرب را هم خانه نشين نكنند. ريزش نيروها درانقلاب اسلامي تقريبا از اواسط دهه اول كم كم آغاز شد...[باید] عقلاي قوم بنشينند و مقرراتي بگذارند. اخيرا مجمع تشخيص سياست هاي كلي نظام ادراي را تصويب كرده و براي تاييد و ابلاغ به رهبري داده است كه آن مي تواند مقداري از رنج هايي را كه از اين ناحيه كشيديم حل كند... بايد ضوابطي داشته باشيم كه حتي اگر مسئولي نمي خواهد از مديران سابق استفاده كند مانع اشتغال آنها در بخشهاي ديگر نشود و كارشكني نكند. حتي بايد براي آن گونه نيروها پيش بيني كرد كه اگر قرار باشد در جايگاه خود نباشند كجا زحمت بكشند...
× در مورد سازمانهاي آزاديبخش هم اول با كم تجربگي فكر مي شد كه يك دولت مي تواند سازمانهاي آزاديبخش را در هر كشور راه بيندازد و از آنها حمايت كند. ولي خيلي زود معلوم شد كه اين گونه نيست . چون موازين حقوقي بين المللي و شرايطي كه دولت ها دارند مانع مي شود و حتي مقابله به مثل اتفاق مي افتد و براي نيروهاي خوب يك كشور كه محدود هستند و مي خواهند حركت كنند مشكل ايجاد مي شود...
× به نظرم آزادانديشي ديني هم به نحو ديگري دچار مشكلات شد. يعني جريانهاي متحجري كه در كشور بودند و هستند و در زمان مبارزه هم مخالفت مي كردند و در سالهاي آخر كه افق روشن و علايم پيروزي مشخص شده بود به صف مبارزين پيوستند كم كم از شرايط و دريچه هاي مختلف استفاده كردند كه الان ميدان را براي آزادانديشي ديني تنگ مي كنند...
× در جمع بندي [مسایل اقتصادی] بايد بگوييم قطعا به اهداف رفاهي و توسعه اي نرسيديم . البته عللي دارد كه شايد خالي از اراده ما بود. مثلا در دهه اول كه شروع كرديم خيلي زود گرفتار شورشهاي كور و تجزيه طلبانه داخلي و همزمان دچار تحريم هاي خارجي شديم . علل آن اولا مسايل خود انقلاب و ثانيا درگيري با آمريكا بر سر تسخير لانه جاسوسي بود و بعد شروع جنگ تحميلي... حتي با بلوك شرق مشكل پيدا كرديم . چون نيروهاي ماركسيستي را كه از سالها قبل در كشور لانه كرده بودند تقريبا قلع و قمع شدند... بنابراين دو اردوگاه قدرتمند دنيا يعني شرق و غرب با ما درگير شدند. ارتجاع به خاطر خوفي كه از بحث قبلي يعني نهضت هاي آزاديبخش ... عليه ما موضع گرفت... حتما به ياد داريد كه شعار « نه شرقي نه غربي » در همه محافل رسمي و مردمي ما بلند بود.... اگر سوال شما اين است كه چرا اين گونه برخورد مي كرديم بحث فرق مي كند.
× قبلا گفتم كه چرا نمي توانيم . مجمع كه مستقيما دخالت ندارد. نظارت كه في نفسه مربوط به مجمع نيست . در قانون اساسي آمده كه نظارت بر حسن اجراي سياست هاي كلي از وظايف رهبري است . چون سياست هاي كلي مصوب رهبري است . ايشان بايد نظارت كنند. رهبري از ما خواستند كه با دولت مدارا كنيم...
× اصل 44 در عمل هنوز اجرا نشده. مي گويند مقداري واگذاري كرديم ولي اين واگذاري مورد نظر مجمع نبود. ما مي خواستيم در مسير واگذاري به مديريت بهتر برسيم . اينكه چه كسي از فلان شركت چقدر سهم داشته باشد كه مهم نيست . البته اگر اين واگذاريها هم به شبه دولتي ها باشد چيزي عوض نمي شود. حتي شايد دولت بهتر از آنها بتواند كار كند.
× [نقض قانون از طرف دولت] يك مقدار مربوط به مجلس است . وقتي قوانين مجلس نقض مي شود بايد نمايندگان اعتراض كنند. يا گاهي قوانين كشوري نقض مي شود كه بايد دستگاه قضايي و سازمانهايي ناظر وارد عمل شوند...
× من در جاهاي عمومي اصلا انتقاد نمي كنم . حتي وقتي در مصاحبه ها خبرنگاران از من مي پرسند جواب آنها را هم نمي دهم. سياست من اين نيست كه با توجه به مواضع رهبري انتقاداتم را مطرح كنم...
× زمينه براي اينكه در مطالعه طرح تحول و بودجه سال آينده و به دنبال آن برنامه 5 ساله بعدي كار منسجم و منطبق با سياست ها و نيازهاي روز انجام شود مهياست . نمي خواهم پيش داوري كنم كه مجلس تا كجا مي تواند جلو برود. از لحاظ زمينه تا همه جا مي تواند جلو برود. بالاخره راي نمايندگان است . مي توانند در هر موضوعي راي موافق و مخالف بدهند. كسي آنها را اجبار نمي كند. مطمئنم كه كسي نمي گويد حتما به اين مسئله راي مخالف يا موافق بدهيد. حتي اگر بگويند نمايندگان مي توانند راي ندهند چون راي مجلس روشن نيست . بنابراين در شرايط فعلي حجت بر مجلسي ها تمام است كه حدود اصول ضوابط و مصالح كشور را مراعات كنند...
فعلا همینها رو داشته باشید تا بعد. نکتههای زیادی توی این مصاحبه هست.
×××
3- جواب کامنت های پست قبلی رو همون جا نوشتهم.
من واقعا دیگه امید چندانی به تاثیرگذاری هاشمی ندارم. دست کم در کوتاه مدت. شاید افکارش و یه سری از کارهاش در آینده تاثیر گذار باشه... اما الان نه! یکی از دلایل دیر به دیر به روز کردن این وبلاگ هم همین ناامیدی منه از تاثیرگذاری هاشمی. رییس مجلس خبرگان رهبری، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ستون انقلاب و سردار سازندگی در حال حاضر هیچ قدرت خاصی نداره. چرا؟ چون رهبری بالکل و بالجد با افکار و اصولا حضور هاشمی در صحنه مخالفه. (بدبینی عجیبی نسبت به هاشمی در نگاه رهبری هست که احمدی نژاد و دوستانش هم به شدت به این بدبینی دامن میزنن) بنابراین هر قدم موثری از طرف هاشمی عملا مستلزم رو در رویی با رهبریست! و رو در رویی با رهبری از دید هاشمی برای نظام بسیار پر هزینهست با سرانجامی نامعلوم.
تو عکسها و فیلمها به چهرهش دقت کردین؟ روز به روز خمودهتر و داغونتر. نمیدونم با چه انگیزهای هنوز میشینه تو جلسهی مجمع تشخیص و سیاست کلی! برای نظام تدوین میکنه. با این سیاست های کلی چی کار میخواد بکنه؟! بذاره در کوزه بده دست احمدینژاد؟
از اون طرف این های و هوی و جیغ و ویغ "پویش دعوت از خاتمی" رو که میبینم نمیدونم بخندم یا گریه کنم! چه دل خجستهای دارن به خدا... باز با شب شعر و شمع و انار، یه عده رو اسگل کردهن دنبال خودشون.
بابا چرا هیچ کی تو باغ نیست؟ بشینید یه فکر اساسی بکنید آخه!
عده زیادی سودای تقلید صدای حاج آقا رو داشتهن؛ ولی این یکی حقیقتا فوقالعادهست!
تازه سمعی ـ بصری هم هست! اینم صفحه لینک دانلود

شماره قبلی شهروند امروز رو که دیدم، با اون مصاحبههای جالب و حقایق تکاندهندهای که در مورد مرگ آیتالله لاهوتی آشکار شده بود، منتظر غوغای وبلاگستان و وبسایتها بودم ولی چندان خبری نشد. تعجب کردم. تا این که با فاصله یک هفته مجله رو توقیف کردن.
مثل همیشه احمد زیدآبادی به بهترین شکل ممکن از این ماجرا نوشته و من به دلیل مسدود بودن سایت روزآنلاین تمام متن یادداشت ایشون رو این جا (ادامه مطلب) کپی می کنم.
به جز داستان آقای لاهوتی بخصوص در حرفای فائزه نکات جالب دیگری هم هست که جداگانه بهش میپردازیم.
پینوشت: عجیبه که از قضا اون شماره (شماره 70) در آرشیو اینترنتی شهروند امروز موجود نیست!
ادامه مطلب
- دوست دارم برای همه کسانی که منو بخاطر خودم دوست داشتن نامه بنویسم، یعنی هفت تا نامه باید بنویسم. [هفتمی کیه؟]
- دوست دارم کلیه کسانی که احمدی نژاد رو بخاطر برخوردهایی که با من کرده در بیابان های اطراف گرمسار کتک مفصلی خواهند زد، مجازات کنم.
- دوست دارم یک هفته با لباس مبدل برم به پاریس، و موزه لوور رو عصرها که مشغول مذاکره نیستیم، حسابی ببینم.
- دوست دارم زیباترین دختر دنیا منو نبوسه، بلکه احمدی نژاد رو ببوسه، ولی عکس اش رو بگیرند و بدن به من تا پدرش رو دربیارم.
اگر دست به دست رای به اکبر دهیم
از آن به که کشور به ...
سومین سالگرد حماسهی خونین سوم تیر مبارک!
همچنین میلاد مسعود این وبلاگ فخیمه...
تصادفا تو کامنتای یه وبلاگ یه خاطرهی جالب از یه روزنامه نگار پیدا کردم. این جا کپی میکنم باشد موجبات انبساط خاطر عزیزتان فراهم شود:
گفت: هزینه فروشگاه و اجاره آن خیلی سنگین است. همین پاساژرا می بینید، مال هاشمی رفسنجانی است و پول خون پدرش را بابت اجاره از ما می گیرد.
گفتم مگر این پاساژمال هاشمی رفسنجانی است؟ گفت: بله همهی این پاساژها مال پسر هاشمی است.
مهدی هاشمی می گفت: ازتعجب شاخ درآوردم و با خودم گفتم شاید محسن و یا یاسر این پاساژرا ساخته اند اما زود متوجه شدم طرف کاملا دراشتباه است. برایش توضیح دادم. کمی هم داغ کرده بودم... بعد طرف، یک ساعت در مورد خوبی خانواده هاشمی حرف زد!!
کتاب، شامل 11 گفتگو هست که از سال 79 شروع میشه و آخریش در سال 83 انجام شده. جالب این جاست که گاهی بین این گفتگوها بیش از یک سال وقفه هست! و نکتهی جالب دیگه این که تقریبا تمام سوالات زیباکلام طولانیتر از جوابای هاشمی هست. گاهی زیباکلام 5-6 صفحه حرف زده و هاشمی یک پاراگراف یا یک خط جواب داده!
اما انصافا در اکثر موارد واقعا «بدون روتوش» هست؛ بخصوص سوالات زیباکلام. یعنی آدم بیشتر از این که از جوابای هاشمی تعجب کنه از این تعجب میکنه که چه جوری یه نفر این حرفا رو این قدر رک و پوستکنده تو روی هاشمی گفته! تازه من اکبر رو میشناسم ولی اونایی که نمیشناسن (البته خودشون فکر میکنن که میشناسن!) خیلی جاها فکشون خواهد افتاد.
تقریبا تنها جایی که هاشمی به شعر گفتن افتاده بحث مربوط به اسراییل هست که اون جا هم در پایان اشعار آب پاکی رو ریخته و گفته: «بستگی به این دارد که تصمیم مرکزیت نظام چه باشد و من هم الان مایل نیستم از طرف رهبری و امام مصاحبه کنم. لذا میتوانیم این بحث را این جا ببندیم» (ص206)
××××
همون طور که مستحضر هستین نقل قول هاشمی از این کتاب درباره ولایت فقیه با استقبال پرشکوه وبسایت وزین و ولایتمدار رجانیوز روبهرو شده بود در حد تیشرت آقای عثمان. ظاهرا استقبال مذکور به حدی بوده که دفتر هاشمی یه جوابیه برای این سایت فرستاده که استغفرالله! ما و این حرفا؟ ما مخلص رهبری هم هستیم.
جالب این جاست که این توضیح فقط برای همین سایت ارسال شده و حتی روزنامه اعتماد هم که منبع اصلی این نقل قول بود هیچ اشارهای به ماستمالی دفتر هاشمی نکرده!
جالبتر از اون توضیح ثانویهی دفتر هاشمی که ایسکا نیوز منتشر کرده: «برخی از روزنامه ها با استناد به تیتر اشتباه یکی از سایت های خبری با علاقه ذکر جزء و اراده کل، تیتری انتخاب کرده اند که گویی تمام کتاب مخدوش است که این نوعی جفا به گردآورنده اثر است.»
اصلا چطور ممکنه زیباکلام سرخود این کتاب رو منتشر کرده باشه؟ قطعا پیش از چاپ و پس از چاپ کتاب رو هاشمی خونده و تایید کرده و تازه بعد از اون اجازهی انتشار داده.
به علاوه نقل قولهایی که دفتر هاشمی (لابد محسن خان) در اثبات اعتقاد هاشمی به ولایت فقیه بهشون استناد کرده (بند4و5) اصلا ربطی به نظر خود هاشمی نداره! اون جا زیباکلام میگه امام در زمان انقلاب و اوایل پیروزی، اصلا قصد حکومت نداشته ولی به خاطر شرایط مجبور میشه به میدون بیاد و این جاست که هاشمی با بیان اون جملهها و یه سری مطالب دیگه اثبات میکنه که این طور که زیباکلام میگه نبوده. اما در مورد خودش گفته: «هدف اصلی ما حذف دیکتاتوری، وارد کردن مردم به صحنه و بها دادن به آنها بود» (ص54) و کمی بعدتر توضیح میده «اگر رژیم به فرض به مراجع و حوزه احترام میگذاشت و یک مقدار ظواهر شرع را مراعات میکرد [باز هم] چیزی را تغییر نمیداد... ما قانع نبودیم [ولی] اگر یک مقدار انتخابات را آزاد میکرد و اگر وابستگیهای خارجی را از این وقاحت درمیآورد... شاید وضع فرق میکرد... اگر مشروطهی واقعی و قانون اساسی اجرا میشد، حتی متمم قانون اساسی، که شاه حکومت نکند و تنها سلطنت کند، اجرا میشد و موارد دیگر را هم رعایت میکردند فکر میکنم بخشی از خواستهها هم تخفیف مییافت... و در این صورت نیازی به انقلاب کردن نبود»
البته برای این که گوشی خوب دست آدم بیاد باید کل اون گفت و گو رو خوند اما بحث کلیش اینه که زیباکلام با این فرض که امام اصلا خودش اول قصد حکومت نداشت، میخواد نتیجه بگیره بر خلاف چیزی که الان تلقین میشه، ولایت فقیه وحی منزل نیست و نبوده حتی برای امام؛ و هاشمی این فرض رو رد میکنه و میگه که امام از اول پیروزی هم قصد حکومت داشت.
به جز این، تو کتاب بحثای خیلی جالبی مطرح شده که خوراک یک سال این جانب را فراهم میکنه! کامینگ سون...
مرتبط: مردی که زیاد می داند
در حالی که طرفداران دو آتیشهی جمهوری اسلامی (از نوع همین سایت رجانیوز) این حرفا رو به عنوان اعتراف خود هاشمی به بیاعتقادی به نظام علم کردهن، مخالفان دو آتیشهی جمهوری اسلامی (از نوع مثلا سلطنت طلب) هاشمی رو متهم به دروغگویی میکنن و میگن چطور ممکنه کسی که نزدیک ترین یار امام، از سران اصلی جمهوری اسلامی و بانی اصلی به رهبری رسیدن رهبر دوم انقلاب بوده با اصل ولایت فقیه مخالف بوده باشه.
به هر حال باید توجه داشت که متن مذاکرات مجلس خبرگان موجوده و طبعا شاهدان این داستان هم بسیارند. به علاوه پیش از این هم هاشمی حرفای مشابهی دربارهی ولایت فقیه زده بود (از جمله در مصاحبه با نشریه حکومت اسلامی و نیز در کتاب انقلاب و پیروزی)
اما یکی از نکاتی این صحبت به ذهن میاره اینه که هدف هاشمی چی هست از بازگویی این مطلب:
- آیا هاشمی میخواد در انتخابات شرکت کنه و درصدد جلب آراست؟
- آیا به زودی قراره نظام جمهوری اسلامی سرنگون بشه و هاشمی میخواد خودش رو کنار بکشه؟
- آیا صرفا بیان یک واقعیت بوده بدون منظور خاص؟
- و یا این که هاشمی به این باور رسیده که دیگه نمیشه این جوری ادامه داد و باید به طور جدی تدبیری برای اصلاح اصل ولایت فقیه اندیشید؛ و با مطرح کردن این حرف خواسته یارگیری کنه؟
مورد اول و دوم که منتفی هست (نه؟) میمونه احتمال سوم و چهارم و یا احتمالات دیگهای که به ذهن من نرسیده... نظر شما چیه؟ (رجوع شود به پست بعدی)
×××
پینوشت : کتاب هاشمی بدون روتوش رو نشر روزنه منتشر کرده و این جا میتونید اطلاعات جالبی راجع به چند و چون این کتاب از زبان صادق زیباکلام بخونید.
مرتبط :
آیا هاشمی به دموکراسی اعتقاد دارد؟ (1)
آیا هاشمی تازه به فکر آزادی و دموکراسی افتاده است؟
اشاره صریح به این که:
- مجالس کشورهای اسلامی فرمایشی است
- در دنیا انتخابات آزاد برگزار میشود
- حقوق زنان مسلمان پایمال میشود
×××
اگه تشریف میبرید نمایشگاه کتاب: در سالن شبستان، راهرو 11، دفتر نشر معارف اسلامی که زیر نظر محسن هاشمی اداره میشه و کار اصلیش نشر کتابهای خاطرات روزنوشت هاشمی هست، یه غرفهی گنده داره. روزنوشتهای سال 64 که به کوشش سارا، نوهی ارشد هاشمی چاپ شده در این غرفه داره برای اولین بار عرضه میشه و کتاب عبور از بحران (روزنوشتهای سال 60) که نایاب شده بود هم تجدید چاپ شده. (قابل توجه آرش خان که میخواست از اشتیاق معصومانهی من _نازی_ سوء استفاده کنه و در برابر نسخهی قدیمی این کتاب پول هنگفتی ازم بگیره!)
هر سال تو این غرفه یه دفتر هم میذارن که ملت بیان واسه حاجی یادداشت بنویسن. توصیه میکنم حتما چند تا از این یادداشتها رو بخونید که عالمی داره! فقط بالاغیرتاً فحش ننویسید.
عشق و اعتقاد به مدرنیزاسیون (و مدرنیته) یکی از وجوه بارز شخصیتی حاج آقاست که در هیچ سیاستمدار ایرانی دیگهای، از اصوالگرا گرفته تا اصلاح طلب، من سراغ ندارم!
هاشمی احتمالا دومین* ایرانی ای هست که معتقده دنیا قطعا داره به سمت بهتر شدن میره و هرگز حسرت گذشته در حرفها و نگاهش وجود نداره...
برای این مورد, من خیلی وقت پیش یه یادداشت آماده کرده بودم و چند تا نقل قول هم جمع کرده بودم ولی نمی دونم کجای این هارد لعنتی گم و گورش کردم. الان که این خبر بالا رو دیدم یادش افتادم...
-----
*اولین نفر منم!
×××
رشید پور نظر ابطحی رو دربارهی هاشمی پرسیده و ابطحی گفته:
به واسطه نقل این سخن گهربار خواستم شدت استحکام ائتلاف اصلاح طلبان رو یادآوری کنم!
×××
هاشمی رفسنجانی درنمازجمعه: نام خلیج فارس در تفاسیر قرآنی صدراسلام موجود است
"رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به نام خلیج فارس در اسناد و تفاسیر قرآنی بزرگان قرون اول تا پنجم هجری قمری از اعراب و بویژه حوزه های علمیه کشورهای عربی خواست با نگاهی به این اسناد به ادعاها پایان دهند."تکنیک هاشمیک: "به زبون خودش باهاش حرف بزن"
همون طور که عنایت دارین برای اولین بار یکی از مسؤولان نظام (البته اگه بشه هنوز هاشمی رو مسؤول نظام به حساب آورد!) نه تنها جریان تحریم رو به رسمیت شناخته بلکه تحریم کنندگان رو نه به عنوان دشمن بلکه به عنوان معترض و منتقد مخاطب قرار داده... از طرفی تلویحا عامل این تحریم رو فقدان انتخابات آزاد و عادلانه معرفی کرده...
س ـ يعني تخريب آقاي هاشمي در انتخابات مجلس ششم توسط برخي مثل اكبر گنجي، محمد قوچاني و ... هم توسط جناح راست بود؟
ج ـ صحنهگردان جريان راست بود، مجري هم اينها بودند. هر دو جريان با هم متفق شدند و عليه آقاي هاشمي وارد صحنه شدند ...
×××
بالاخره اون چیزی که هاشمی ازش میترسید (دهن به دهن شدن با احمدینژاد) اتفاق افتاده مثل این که! واقعا در مقابل آدمی مثل احمدینژاد آدمی مثل هاشمی چه کار میتونه بکنه؟ اونم تو این شرایط...
اگه بشنوم احمدینژاد لنگه کفش طرف هاشمی پرت کرده هم تعجب نمیکنم!!
و به این ترتیب حاجیمون قصد داره حضرت آیتالله جنتی و رفقای آقای احمدینژاد و باقی مخالفان رو دور بزنه... این طوری فقط شخص رهبر رو در مقابل داره و نه یه گردان آدم ریز و درشت!
حالا باید دید جواب میده یا نه ...

