تبليغاتX
:: عالیجناب سرخ پوش ::
:: عالیجناب سرخ پوش ::
در مورد هاشمی رفسنجانی و غیره!
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384

"در جلسه‌ی دیدار رهبری با اعضای مجمع روحانیون مبارز، اعضای مجمع دیدگاههای خود درباره عملکرد دولت احمدی نژاد بیان کرده انتقاداتی از جمله اظهارات احمدینژاد در نفی دولتهای گذشته را مطرح کردهاند.

مقام معظم رهبری در این باره گفتند که در کشور ما هر دولتی که می آید گذشته را زیر سؤال میبرد و ظاهرا رسم همهشان شدهاست. آقای هاشمی هم که رئیس جمهور شده بودند طوری حرف می زدند که انگار در دوره‌ی آقای مهندس موسوی (یا به عبارتی دولت آقای خامنه‌ای) هیچ کاری نشده است(!)

در این هنگام محمد خاتمی رئیس جمهور سابق نیز در تایید این موضوع به شوخی می گوید: آقای هاشمی شاهرودی هم که آمدند گفتند که من یک ویرانه تحویل گرفتهام. (آقای خاتمی ناز بشه!)"

منبع

پی نوشت: خداوکیلی هاشمی اگه می خواست هم چطور می تونست یک دهم حرفای احمدی نژاد رو درباره دولت قبل از خودش بزنه؟!!

نگارش در تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1384

از یه اصلاح‌طلب پیشرو می‌پرسن: اگه وسط دریا باشی یه کوسه (سوء تفاهم نشه؛ ربطی به داداشمون نداره) به‌ت حمله کنه، ‌چه کار می‌کنی؟

می‌گه: می‌رم بالای درخت.

می‌گن: وسط دریایی! درخت نیست که!

می‌گه: مجبورم... می‌فهمی؟

 

×××××

 

 

حسین مرعشی (عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران) حرفای جالبی زده:

 

در ایران آدم‌هاي موفق را قبول ندارند اما آدم‌هاي غير موفق هميشه مورد توجه قرار ميِ‌گيرند...

 

مردم ايران از کسي که موثر نباشد، با عنوان يک آدم مظلوم ياد مي‌کنند. شما يک نماينده يا يک استاندار را در نظر بگيريد که در کنار خدمات سياسي‌اش، زندگي‌اش را هم از راه مشروع تامين کرده و از خودرو و راننده شخصي استفاده مي‌کند و هر بيست نفر سر سفره‌اش نان مي‌خورند. اين فرد را بگذاريد در کنار کسي که هيچي ندارد و يک دفعه استاندار يا نماينده مي‌شود. اول خانه‌ي سازماني مي‌گيرد بعد خودرو و راننده و بعد هر شب از بيت‌المال در خانه‌اش خرج مي‌شود. بعد هم مصاحبه مي‌کند که من هنوز يک خانه شخصي ندارم. البته کسي هم نمي‌پرسد تو که نتوانستي براي خانواده‌ات خانه‌ي شخصي فراهم کني چگونه مي‌خواهي مردم را خانه‌دار و مشکلات کشور را حل کني؟!

 

و با اشاره به تاريخ ايران مقایسه‌ی جالبی بین مستوفي و مصدق کرده:

 

هر دو شخصيت در تاريخ ايران موثر بودند، با اين تفاوت که مصدق وجيه‌المله بودن برايش اصل بود؛ لذا از فرصت‌هاي فراواني استفاده نکرد تا بدنام نشود. اما مستوفي براي حل مشکل مردم کار مي کرد، اگرچه عده‌اي او را انگليسي يا روسي مي‌خواندند اما بعدا مشخص شد که وي يک شخصيت ملي بوده و در نتيجه عملکرد مستوفي ايران نجات پيدا کرد، اما نتيجه‌ي حکومت مصدق کودتاي 28 مرداد و استبداد سياه شد.

نگارش در تاريخ سه شنبه شانزدهم اسفند 1384

 

هميشه بشر درحال تحول بوده و رو به كمال بشريت پيش مي رفته اما امروز تحول خيلي سريع و جدي شده و در سايه برداشته شدن مرزها و انفجار اطلاعات و سرعت انتقال تجربهها و سرعت تكنولوژيهاي پيشرفتهاي كه ميتواند بشر را بر طبيعت مسلط كند و راز و اسرار كره خاكي و كرات اطراف خودمان را كشف كند دنيا سرعت زیادي را گرفته و هركس با اين حركت تحولي دنيا هماهنگ نباشد عقب مي افتد و عقب افتادن از اين كاروان پيشرفت بسيار گران تمام مي شود براي آن كشور و آن ملت و در همه بخشها اينطوري است... امروز در همه ابعاد , در ذرات، در موجودات ذرهبيني و بسيار كوچك بشر نفوذ كردهاست و نفوذ بشر در موجودات ريز به اسرار طبيعت انسان را خيلي نزديك كرده و نزديكتر هم ميكند. سلولها را شكافتهاند و ژنها را مورد مطالعه قرار دادهاند , تسخير كردهاند و قدرت تركيب ژنها را پيدا كردهاند و كارگزاري يك ژن در يك موجود زنده ممكن است اصلا مسير زندگي او را عوض كند... و در نسلهاي بعدي اين سرعتش بيشتر ميشود. در صنعت بشر امروز دنبال «نانو» است كه يك صنعتي است كه كوچكترين جرمها را در خدمت كارهاي بزرگ ميگيرد و وزن و حجم كارها سبك ميشود ولي ثمره آنها و محصول بسيار بالا ميرود و كيفيتها بسيار دقيقتر ميشود. در احجام بزرگ فضايي بشر گامهاي عجيبي را برداشته است . كرات ديگر را دارد مطالعه ميكند. همين امروز خبر داده‌اند از فرستادن سفينه‌ای دور مريخ براي اينكه با ابزار سنجش از راه دور اعماق كره مريخ را ببينند چه دارد در دل خودش، آب، خاك، معادن و هرچه كه دارد و بشر دارد اينطوري در دنيا جلو ميرود... قدرتي كه بشريت دارد پيدا مي كند بر همه اسرار طبيعت، مطلع بشود و از آنها ثروت و امكانات و رفاه استخراج كند چيز عجيبي است... (خطبه های نماز جمعه)

 

عمق اومانیسم رو عنایت دارین؟ داداشمون از پی‌بردن به "تمامی" اسرار طبیعت حرف می‌زنه. چیزی که من شخصا حتی تصورشو نمی‌تونم بکنم!

حتی وقتی چند خط پایین‌تر از طبیعت و محیط زیست حرف می‌زنه می‌گه:

 

اگر محيط زيست آسيب ببيند  زندگي در اينجا مشكل مي شود؛ در محيط غيرسالم زيست انسان ناموفق است

 

یعنی بازم نگران انسانه، نه خود طبیعت!

 

نگارش در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1384
از ابراهیم نبوی:

هاشمی رفسنجانی که یکی دو روز قبل گفته بود «درباره مذاکرات هسته ای سکوت می‌کنم‌» چون داشت درخت توی شکمش سبز می شد و اگر سکوت نمی کرد، ممکن بود قانقاریا یا سلاطون بگیرد، به فاصله چند ساعت پس از سیاست سکوت خود گفت: «عقلانیت و تدبیر در مواضع غرب اندک است» آگاهان برای رفع نگرانی آقای هاشمی اعلام کردند: مهم نیست، باز جای شکرش باقی است که عقلانیت و تدبیر در مواضع ایران زیاد است و همین باعث می شود که ما جلوی بی عقلی و بی تدبیری غربی ها را بگیریم. هاشمی رفسنجانی برای اینکه نشان بدهد که غربی ها چقدر بی عقل و بی تدبیر هستند، گفت: مثلا آنها یک رئیس جمهور کم عقل و بی تدبیر  می‌آورند و یارو هرچه دلش خواست حرف می زند و وقتی شورای تشخیص مصلحت شان می خواهد مصالح را در نظر بگیرد،  می‌زنند توی دهانش و به او می گویند ساکت باش، فعلا مصلحت نیست تو حرف از مصلحت بزنی. (دودره شده از روز)

مثل این که هاشمی گفته این سکوت تحمیلی رو در صورت ارجاع به شورای امنیت هم خیال نداره بشکنه چون...

نگارش در تاريخ جمعه دوازدهم اسفند 1384

امروز داداشمون تو خطبههای نمازجمعه از آهنگ سریع رشد جامعه‌ی بشری و اهمیت و ضرورت توسعه‌ی کشور با محور دانایی حرف می‌زد و این که با پیشرفت و افزایش ابزارهای اطلاع‌رسانی مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌ن که زیر بار دستورهای از بالا نمی‌رن. یه جمله‌ای گفت که خیلی باهاش حال کردم. گفت:هر چی جلوتر می‌ریم، تعبد کمتر و تعقل، بیشتر می‌شه.

بعد بلافاصله برای این که ایمانش زیر سوال نره اضافه کرد "این همون چیزیه که تو اسلام به‌ش اشاره شده."...

نگارش در تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1384

دیگه واقعا داشتم فکری می شدم! بیشتز از یک هفته هیچ خبری از هاشمی نبود. حتی برای این قضایای سامرا هم بیانیه میانیه نداد (هر چند معمولا کمتر از این کارا می کنه)

با خودم می گفتم یا کلا ناامید شده و دپ زده یا شدیدا درگیره و داره یه کارایی می کنه. که ظاهرا حدس دوم درسته.

دیشب هم با سازمان ملی جوانان یه جلسه خصوصی داشته که یه نفر با نامه به روز گزارش خیلی کوتاهی درباره ش نوشته:

در ديدار خصوصي که عصر شنبه هاشمي با اعضاي سازمان ملي جوان (به خاطر تهديد به بستن سازمان از طرف دولت) داشت به چند نکته اشاره مي توان کرد. خبر جلسه به دليل محتواي به نسبت تند آن با معيارهاي هاشمی بنا شد که منعکس نشود.
1- هاشمي اختلاف خود با دولت جديد را در تحجرگرايي و باندبازي اعتقادي بيان کرد.
2- هاشمي در پي اعتراض اعضاي سازمان ملي جوانان به تشکل هاي هدايت شده راست مانند بسيج و غيره، تحت عنوان جوانان بسيجي [آنها] را نهادي شبه نظامي که کارکردي مشخص دارد عنوان کرد.
3-
او گفت که وضعيت کنوني بحراني است ولي زود گذر است.
4- هاشمي گفت بودجه سال 85 انحرافي است وروز دوشنبه براي تصحيح بودجه با سران سه قوه جلسه اضطراري دارد.
5- هاشمي يکي از بخش هاي سفر خود به قم را بحث آزادي هاي اجتماعي متناسب با نيازهاي روز به خصوص مبحث حقوق زنان عنوان کرد.

دراين جلسه هاشمي چندين بارازلفظ "اونها"، براي دولت استفاده کرد.

یه نفر دیگه به اسم امین هم تو همون صفحه نامه ای نوشته که جالب و به نظرم تا حدود خیلی زیادی درسته.

نگارش در تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1384

توی همایش فجرآفرینان که بنیاد شهید ترتیب داده بود برای تجلیل از زندانی های سیاسی مذهبی قبل از انقلاب (غیر مذهبی ها آدم نبودن؟!) هاشمی یه جا گفته بود:

 

"در آن دوران سه جريان به مبارزه مي پرداخت: جريان اول، جريان چپ بود كه ما احترام زيادي براي آنها قائل بوديم ولی آنها نتوانستند به توده مردم بپيوندند و جريان دوم جريان ملي‌‏گرا بود كه با ما نيز همگام بودند ولي زاويه ديد آنها به گونه‌‏اي نبود كه با انبوه مردم همراهي كنند....ولي آن جرياني كه توانست توده مردم را به ميدان بكشاند، جريان مذهبي بود. مردم ما با اين ديد كه براي اسلام و قرآن جهاد مي‌‏كنند، وارد صحنه شدند و جريان مذهبي بود كه توانست مبارزه را به متن مردم بكشد... درست است كه امروز انگيزه‌‏هاي آزادي و دموكراسي مردم را وارد صحنه مي‌‏كند ولي آنچه كه مردم را به هم پيوند مي‌‏زند، مذهب است..."

 

1)      می دونستم که هاشمی با چپ ها خیلی رفیق بوده (و حتی مطهری نگران بوده که نکنه این بچه از راه به در بشه و از اسلام برگرده) اما به زبون آوردن این که جریان چپ (کمونیست های کافر!) جریان اول بوده و ادای احترام به اونا توی این زمان جالبه.

جمعه تصادفا زدم کانال سه دیدم داره این مراسم رو پخش می کنه. میخ شدم ببینم که این جمله رو هم پخش می کنن یا نه؛ که درست سر بزنگاه گزارش رو قطع کردن. (البته ممکنه به خاطر کمبود وقت بوده باشه.)

 

2)      امتیاز جریان مذهبی به اون دو جریان دیگه از نظر هاشمی چیه؟  امتیاز جریان مذهبی در اون روزها به صحنه کشوندن "توده مردم" و امروز امتیاز مذهب، "پیوند دادن مردم به هم" هست. اگه هاشمی طرفدار تلفیق دین و سیاسته، از این زاویه ست...

 

 

بذارین با یه مثال کارتونی منظورمو باز کنم: کارتون "بامزی" یادتونه؟ تو یکی از قسمتاش بامزی برای این که دوستش تو مسابقه دو، اول بشه، یه هویج می گیره جلوش تا دوستش به عشق هویج بدوئه و برنده بشه. رویکرد هاشمی به مذهب (البته بخش اجتماعی مذهب که اتفاقا توی اسلام خیلی پررنگه) یه جورایی مثل اون هویجه ست به نظر من! یعنی معتقده میشه مردم رو برای هدف اصلی که عبارته از "زندگی بهتر" با موتور "مذهب" به حرکت درآورد.

به نظر من فایده ای نداره! شاید این روش تو کوتاه مدت و حتی میان مدت جواب بده، اما هم خیلی عوارض جانبی داره و هم احتمال انحرافش خیلی خیلی زیاده! تا وقتی مردم ارزش اون مسابقه رو درک نکنن دنبال هویج دویدن فایده ای نداره. درسته که پروسه آگاه کردن عامه مردم خیلی خیلی طولانی و طاقت فرساست ولی اصیل، پایدار و مطمئنه. در یک کلام راه اصلی اینه و راه های دیگه از جمله "اجتماعی_سیاسی کردن مذهب"، میان برهایی با ریسک بسیار بالا و خطرناک هستن.

 

 

البته از حق نگذریم؛ تفسیرهایی که شخص هاشمی از آموزه های مذهبی به دست می ده عمیق و خردگرایانه ست ولی نفس این روش (اجتماعی_سیاسی کردن مذهب) خواه ناخواه راه رو برای تفاسیر و حرکات سطحی و عوام گرایانه و حتی سوء استفاده باز می کنه. چرا؟ چون مذهب چون و چرا برنمی داره! همینه که هست و باید فقط اطاعت کرد!

درباره وبلاگ

انقدر مطمئن نباش ــ از هیچی!
موضوعات
آخرين مطالب
پيوند هاي روزانه
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ