تبليغاتX
:: عالیجناب سرخ پوش ::
:: عالیجناب سرخ پوش ::
در مورد هاشمی رفسنجانی و غیره!
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385

مصطفی تاج‌زاده در یک مصاحبه‌ به نکات فوق‌العاده جالبی اشاره کرده:

 

  • قرار بود آقاي هاشمي [در خبرگان اخیر]  چه رأي نياورد و يا رأي پايين آورد، دو روز پس از انتخابات تعدادي از تندروها در مجمع تشخيص مصلحت نظام جمع شوند و خواهان استعفاي ايشان از مجمع تشخيص مصلحت نظام گردند، يعني آقاي هاشمي به‌طور كامل بازنشسته شوند.

 

 

  •  آقاي هاشمي پيش از ورودش، با رهبري اتمام حجت و درخواست‌هايي مطرح كرده بود كه بتواند ازسوي خودش ناظر در صندوق‌هاي انتخاباتي بگذارد و درنهايت اين امكان را يافت، با اين‌ كه با مخالفت آقاي جنتي روبه‌رو شد. [ای‌ول به آقای جنتی!]

 

  • [آنها] تعبيري داشتند كه انقلاب مثل ساختماني است كه در حال ساخته‌شدن است و جلوي اين ساختمان پرده‌اي كشيده شده براي اين ‌كه آن سمتش پيدا نباشد تا زماني‌ كه كامل ساخته شود. اين پرده، هاشمي رفسنجاني بود. الان ساختمان كامل شده است. بايد اين پرده را برداريم و كنار بگذاريم. اينها اين تعابير را در جلسات خصوصي خود به كار مي‌بردند.

 

 

من که شخصا کف کردم!!

 

(قابل توجه اسیران فیلترینگ: متن این مصاحبه به زودی برای اعضای گروه ارسال می‌شه)

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385

 

این هاشمی هم دل خوشی داره ها! نشسته توی مجمع واسه‌ی خودش برنامه و سیاست کلی و سند چشم انداز می‌نویسه. یه عده کارشناس و متخصص و دانشمند رو هم که می‌تونن خارج از ایران به کارای مفیدتر بپردازن زا به راه کرده. البته برای پر کردن اوقات فراغت از جدول حل کردن بهتره اما اگه کسی توهم این رو داره که روزی قراره به این برنامه‌ها و سیاست‌های کلی عمل بشه خوبه مرقومات خانوم فاطمه رجبی (سخن‌گوی غیررسمی دولت) رو بخونه:

"گويي اين سند، «وحي منزل» است. گر چه اگر «وحي منزل» هم بود، طبق روش و منش هاشمي، الزامي به اجراي آن نبود و تعديل و تفسير و پژوهش‌هاي علمي!! در آن، چاره‌ساز عدول از آن مي‌گرديد.

اما ملت واقعا مي‌خواهد بداند اين سند چشم‌انداز كه بهانه روزهاي اخير هاشمي گرديده، چيست؟ چرا ملت از آن اطلاعي ندارد. قطعا ملت به ديكتاتوري تن نمي‌دهد، و چيزي را نادانسته تاييد نخواهد كرد... اين سند، يك توسعه‌طلبي غرب‌گرايانه و بي‌پايه برگرفته از نظريات ديكته‌شده نخبه‌هايي سر سرپرده به غرب است"

××××××

رجانیوز، ارگان بر و بکس احمدی‌نژاد اینا نوشته:

شنیده شده است سعید حجاریان در جلسه هفته گذشته حزب مشارکت از همفکران خود خواست در دفاع از هاشمی موضع‌گیری نکنند. بر اساس همین شنیده‌ها وی مهمترین دلیل این دیدگاهش را اینگونه بیان نمود: ما بایستی از ۸ سال دوره مدیریت اقای خاتمی دفاع کنیم این خودش کار سختی است پس ما نبایستی هزینه دفاع از دوره ۸ سال آقای هاشمی را هم بپردازیم چون به مصلحت ما نیست.

با این که به امانت‌داری این سایت خبری واقعا هیچ اعتباری نیست ولی به نظر من بعید هم نیست بین این رفقا حرف‌هایی شبیه این رد و بدل بشه.

 

 

 

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

ه شرح زیر:

 

Ø       هر 9 روز یک بار بحران درست کردن برای "جناب خاتمی"

Ø       تحقیر ملت ایران با سیاست‌ تنش‌زدایی

Ø       تحریک علمای قم به مخالفت با حضور زنان در ورزشگاه

Ø       جلوگیری از حرکت ماشين‌هاي تره‌بار حامل گوجه فرنگی و گران کردن آن تا قیمت 3000 تومن

Ø       گران کردن قیمت مسکن از طریق باندهای زمین‌خواری

Ø       بردگی برای بیگانگان

Ø       زندانی کردن اکبر گنجی

Ø       اول حمایت از طبرزدی و بعد به زندان انداختن او

Ø       جلوگیری از پیشرفت کشور

Ø       اختلاف ایجاد کردن بین نیروهای داخلی و فرسایش آنها

Ø       تحریک معلمان و کارگران علیه دولت

و ...

 

ایشان همچنین فرمودند:

در حادثه كربلا هيچ‌‏كس نمي‌‏توانست 30 هزار نفر را در برابر ولي امر مسلمين جمع كند. تنها كسي مي‌‏تواند اين كار را بكند كه با امام حسين (ع) 40 يا 50 سال رفاقت داشت.

 

 

باور نمی‌کنید اینجا را ببینید. بعد هم اینجا را که گفته ملاک‌اش "مواضع امام خامنه‌ای است".

 یک جمله‌ی کلیدی هم در حرف‌های او هست که به نظر من قابل تامله: "شخصیت‌پرستی نکنیم"

 

×××××

 

دیروز (دوشنبه) رهبری با اعضای مجمع تشخیص دیدار داشت. به چه مناسبت؟ مگه چند روز پیش دیدار نداشته‌ن؟

هر خبرگزاری‌یی جمله‌ی مورد نظر خودش رو از حرف‌های رهبری تیتر کرده. تیتر رجانیوز (سایت نزدیک به مصباح و احمدی‌نژاد) اینه: "شان مجمع تشخیص مشورتی است"

 

آیا هدف از این دیدار همین حرف و جواب به هاشمی بوده که گفته بود مجمع از این به بعد نقش نظارتی خودش رو پررنگ‌تر ایفا می‌کنه؟

نگارش در تاريخ شنبه دوازدهم اسفند 1385

خاتمی در راستای ریختن پته‌ی هاشمی روی آب، برای یه سری از دوستان و خبرنگاران تعریف کرده:

 

"من هنگامیکه وزیر ارشاد بودم گهگاهی رهبری من و آقای هاشمی [رییس جمهور وقت] را می‌خواستند و برخی مجلات و نشریات منتقد را جلوی من می گذاشتند و نسبت به انتشار آنها گلایه می‌کردند. من نیز استدلال می‌کردم که اگر بنا باشد حداقل آزادی در نظام جمهوری اسلامی داده شود نباید مانع از ظهور و بروز آزادانه و مسالمت‌آمیز اندیشه‌های منتقدانه برخی از جریانات سیاسی و فرهنگی در جامعه بشویم که رهبری نمی‌پذیرفتند و گاهی بحث و گفتگوی ما کمی بالا می‌گرفت که نهایتا آن بگو مگو ها منجر به استعفای من شد. در پایان یکی از جلسات و بحث و گفتگوی من و رهبری که کمی شدید شده بود پس از خارج شدن از جلسه هاشمی مرا کناری کشید و با اعتراض به من گفت چرا با رهبری بحث و جدل می‌کنی؟ من به همه وزرا هم گفته‌ام در مقابل ایشان هیچ بحث نکنید هرچه ایشان فرمودند بگوئید به روی چشم اما بروید کاری که خودتان صلاح می دانید انجام بدهید... من نتوانستم این گونه باشم به همین دلیل کارم به استعفا کشید"

 

این رو سراج‌الدین میردامادی گذاشته توی وبلاگش و ما هم نامردی نکردیم و گذاشتیم‌ش اینجا تا هم زیرآب هاشمی رو بزنیم هم اوقات مفرحی رو برای شما عزیزان فراهم بنماییم!

در عین حال این خاطره‌ی کوتاه، مرام شخصیتی این سه نفر (خاتمی، هاشمی و رهبری) رو به طرز خیلی جالبی نشون می‌ده.

من قشنگ می‌تونم اون جلسات رو تصور کنم: در حالی که رهبری و خاتمی با جدیت و با صدای بلند مدت‌های طولانی بحث و جدل می‌کنن هاشمیه ساکت نشسته ،‌ حوصله‌ش سر رفته داره با گوشه‌ی میز یا دونه‌های تسبیح ور می‌ره و تو دلش به خاتمی فحش می‌ده و دنبال یه راهی می‌گرده که جیم بزنه!

ضمنا تو این داستان چند تا نکته‌ی تستی خیلی مهم نهفته که در پست بعدی به اون‌ها می‌پردازیم!

نگارش در تاريخ یکشنبه ششم اسفند 1385
 

آرش و بابک دستگیر شدن! همین.

درباره وبلاگ

انقدر مطمئن نباش ــ از هیچی!
موضوعات
آخرين مطالب
پيوند هاي روزانه
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ