مرحوم فرزاد حسني قبل از شهادت در يكي از برنامههاي كوله پشتي، جلال رفيعي رو مهمون كرده بود.
جلال رفيعي از فعالان سياسي قبل از انقلاب كه مدتي در زندان همبند حاج اكبر ما بوده.
رفيعي تعريف ميكرد كه شب اول زندان (يا شب اولي كه به عمومي منتقل شده ـ درست يادم نيست) خيلي تو هم و پكر بوده و يك گوشه بق كرده بوده. يكي از زندانيها كه اين حالشو ميبينه مياد كنارش ميشينه و يك كم باهاش حرف ميزنه و دلداريش ميده.
فرداش اون زنداني از اون جا ميره.
رفيعي همچنان حالش بد بوده و روحيهشو پاك باخته بوده. تو همين حال و هوا يه دفعه چشمش ميافته به يه ديوار نوشته از زندانيهاـ يه قطعه شعر كه با سيم حك شده بود:
شنيدهايم كه محمود غزنوي شب دي شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت
گداي گوشه نشيني لب تنور گرفت لب تنور بر آن بينواي عور گذشت
علي الصباح بزد نعرهاي كه اي محمود لب تنور گذشت و شب سمور گذشت
تو اون حال این یه قطعه شعر خیلی روش اثر میکنه و حس میکنه حالش خیلی بهتر شده. رو میکنه به زندانیها و میپرسه که اینو کی نوشته. میگن مگه نمیدونی. همون رفیقت دیگه. کدوم رفیق؟ همون که دیشب با هم حرف میزدین... آقای فلانی.
رفیعی تازه میفهمه که اون زندانی، آقای فلانی معروف بوده که از خیلی وقت پیش از رادیو و این طرف و اون طرف اسمش رو میشنیده...
داستان خوانندگی تو زندان و متلکی رو که طالقانی به هاشمی انداخته هم تعریف کرد. (البته از هاشمی اسم نبرد! گفت "یکی از دوستان") خودش هم مرغ سحر رو خوند و چه صدای خوبی هم داشت...
خدا رحمت کنه آقای حسنی رو. برنامهی جالب بود.
اندر حکایت مذاکراه با آمریکا!
بی بی سی فارسی: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس 'مجمع تشخیص مصلحت نظام' در ایران، می گوید کشورش برای مذاکره با آمریکا در هر سطحی در مورد مساله هسته ای و سایر مسائل، البته بدون منوط کردن آن به پیش شرط ها، آمادگی دارد... آقای رفسنجانی هم اکنون در یک مقام اجرایی قرار ندارد و به علاوه با توجه به فاصله زیادی که گمان می رود میان او و رهبر جمهوری اسلامی وجود داشته باشد، نسبت به تاثیرگذار بودن وی - که یک سیاستمدار عملگرا تلقی می شود - تردیدهایی ابراز می شود.
بسیاری از مقام های غربی ترجیح می دهند مستقیما با کسانی که نمایندگان واقعی قدرت در ایران می دانند معامله کنند.
پاتریک کلاسون مدیر بخش تحقیقات "موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک" در پاسخ به سوال گزارشگر بی بی سی فارسی که آیا به نظر شما ممکن است از اظهارات اخیر آقای رفسنجانی در محافل سیاسی آمریکا استقبال شود، گفت:
"دولت ایالات متحده به طور کلی همیشه از تماسهای بین شخصیت ها و مقامات سابق و یا در حاشیه دولت در دو کشور حمایت کرده است. اما در عین حال، مذاکرات رسمی باید با افرادی صورت گیرد که نمایندگان رسمی دولت ایران هستند و حداقل تا این لحظه، آقای رفسنجانی در چنین سمتی نبوده است. ولی اگر آقای رفسنجانی آماده باشد که در نوعی مذاکرات با مثلا ً، نمایندگان کنگره آمریکا شرکت کند، من مطمئنم که دولت آمریکا با نظر مثبتی به آن نگاه خواهد کرد."
آقای کلاسون معتقد است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت ایران می خواهد "ایران را آماده مصالحه نشان دهد و بگوید که مشکلات فعلی ایران با اتحادیه اروپا و قدرت های عضو شورای امنیت تقصیر این کشور نیست و او در این تلاش مهارت زیادی دارد."
وی افزود: "اظهارات روز جمعه آقای رفسنجانی نیز در همین راستا معنا می شوند. اما در عین حال، او چندان ماهیت موضع ایران را تغییر نداده بلکه این موضع را در بهترین جلوه ممکن بیان کرده است."
آقای کلاسون از آقای رفسنجانی خواست برای تسهیل اینگونه مذاکرات با آمریکا تلاش کند.
وی از جمله به تلاش تام لانتوس دبیر کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا برای سفر به ایران اشاره کرد:
"آقای لانتوس ماه هاست که برای رفتن به ایران پا پی ایرانی ها شده. لانتوس تصریح کرده که گرچه او از سوی دولت آمریکا صحبت نمی کند ولی به نوعی یک مقام رسمی ایالات متحده تلقی می شود. لذا اگر آقای رفسنجانی به چنین ملاقاتی علاقه داشته باشد، این یک تحول بسیار خوب خواهد بود." +
*****
فاطی شون قراره برای نمایندگی مجلس هشتم نامزد بشه.
ببینیم خاطره ی رای فائزه تکرار می شه یا نه.
حسن آقای روحانی هم که هست...
ابراهیم نبوی:
این یک معادلهی شناختهشده است، سیاستمداران ایرانی اگر قدرت داشته باشند و توانایی ادارهی کشور را داشته باشند، معمولاً آدمهای بدنامی هستند، و اگر آدمهای خوشنامی باشند، معمولاً برای ادارهی سیاسی افراد ناتوانی هستند. قبل از اینکه در مورد مشکلات سیاستمداران حرف بزنم، میخواهم از شما سؤال کنم: شما فکر میکنید در بقیهی دنیا سیاستمداران مهم و بزرگ از نظر اخلاقی آدمهای شریف و خوشنامی هستند؟ میتوانید به این موضوع فکر کنید، اما قبل از آن که فکر کنید بگذارید خودم پاسخ سؤال شما را بدهم: نه، سیاستمداران در سایر جاهای دنیا هم آدمهای شریفی نیستند. میخواهم برای شما بخشی از مشکلات سیاستمدار ایرانی را بگویم. قبل از گفتن این مشکلات، بگذارید مشکل اصلی را بگویم؛ سیاستمداران ایرانی سیاستمدار حرفهای نیستند. و اگر حرفهای هستند، مردم دوستشان ندارند. +
*****

احمد زيدآبادي دربارهي قضاياي اخير خبرگان يه مطلب خيلي جالب نوشته (طبق معمول!) كه چون بيبيسي فارسي فيلتره اين جا كپي ميكنم:
رسانه های ایران از درگذشت آیت الله علی مشکینی، رئیس مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی، در سن ۸۶ سالگی خبر داده اند. به نظر می رسد بحث بر سر جانشینی آقای مشکینی در درون مجلس خبرگان، مهمترین پیامد مرگ وی باشد.
مجلس خبرگان، وظیفه انتخاب رهبر نظام جمهوری اسلامی را، که بالاترین مقام سیاسی کشور و با اختیارات گسترده است، به عهده دارد و از همین رو، از نظر بسیاری از تحلیلگران حساس ترین نهاد قانونی در ایران به شمار می رود.
آیت الله مشکینی به دلیل موقعیت خاص خود در بین روحانیون طرفدار نظام اسلامی در حوزه علمیه قم، کاندیدای بلامنازع ریاست مجلس خبرگان در سه دوره اخیر آن بود و اینک فوت او ممکن است نه لزوما بحران بلکه "شبه بحرانی" را بر سر جانشینی او در ساختار سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی پدید آورد.
در درون مجلس خبرگان نخستین چهره ای که "جانشین طبیعی" آقای مشکینی محسوب می شود، اکبر هاشمی رفسنجانی، نائب رئیس اول مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، است. اما به نظر می رسد که آقای رفسنجانی برای جانشینی آقای مشکینی با چالشهای جدی روبرو باشد.
رفتار عمل گرایانه آقای رفسنجانی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و مذهبی، مخالفت محافل تندرو مذهبی و بنیادگرا را در درون نظام جمهوری اسلامی علیه او دامن زده است، محافلی که در حوزه مذهبی، حجت الاسلام محمد تقی مصباح یزدی و در حوزه سیاسی، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در راس آنها قرار دارند.
در واقع جریان های تندرو مذهبی و سیاسی که برای به حاشیه راندن آقای رفسنجانی از صحنه سیاست ایران و یا حتی حذف او از این صحنه تلاش می کنند، به هیچ وجه نمی خواهند که آقای رفسنجانی را در مقام ریاست مجلس خبرگان ببینند.
با این همه در داخل مجلس خبرگان فردی غیر از آقای رفسنجانی برای نشستن بر جایگاه آقای مشکینی به سختی قابل شناسایی است.
چهره هایی که از وزنه سیاسی و مذهبی لازم برای احراز جانشینی آقای مشکینی برخوردار بودند، از جمله آقایان امینی و جوادی آملی، در دور چهارم مجلس خبرگان داوطلب نمایندگی نشدند و عملا به سود آقای رفسنجانی عمل کردند.
آقای مصباح یزدی که عضو مجلس خبرگان است، ممکن است خود داعیه جانشینی آقای مشکینی را داشته باشد، اما شهرت او به تندروی و موقعیت بسیار ضعیف او در بین اعضای مجلس خبرگان، شانس او را برای جانشینی آقای مشکینی به صفر می رساند.
البته آقای مصباح یزدی و حامیانش در جریان انتخابات مجلس خبرگان چهارم که سال پیش برگزار شد، برای فرستادن شمار زیادی از طرفداران خود به مجلس خبرگان اقدام به ارائه فهرست های انتخاباتی خاص خود کردند، اما در مقابل فهرست روحانیون سنتی که حامی آقای رفسنجانی محسوب می شدند، به سختی شکست خوردند.
این در حالی است که سایر چهره هایی هم که از وزنه سیاسی و مذهبی لازم برای احراز جانشینی آیتالله مشکینی برخوردار بودند، از جمله آیت الله ابراهیم امینی و آیت الله عبدالله جوادی آملی، در دور چهارم مجلس خبرگان داوطلب نمایندگی مجلس خبرگان نشدند و با این اقدام خود عملا به سود آقای رفسنجانی عمل کردند.
به هر حال اگرچه آقای رفسنجانی جانشین طبیعی آقای مشکینی به نظر می رسد، اما نفوذ مخالفان او در هیات حاکمه جمهوری اسلامی به قدری است که به نظر می رسد از هیچ تلاشی برای جلوگیری از دستیابی او به ریاست مجلس خبرگان فروگذار نکنند.
البته در این میان همه چیز به موضع گیری آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، بستگی دارد. آقای خامنه ای تاکنون در موضع گیری های علنی خود، نسبت به منازعه سیاسی بین آقای رفسنجانی و مصباح یزدی، خود را بیطرف نشان داده است. اما به نظر نمی رسد که در موضوع حساس ریاست مجلس خبرگان این بی طرفی ادامه یابد.
به نظر می رسد که اگر آقای خامنه ای مخالف ریاست آقای رفسنجانی بر مجلس خبرگان باشد، او را تشویق خواهد کرد که داوطلبانه از رقابت بر سر این پست چشم پوشی کند. در حقیقت جریان های تندرو از آن بیم دارند که آقای رفسنجانی با به دست آوردن ریاست مجلس خبرگان، سعی کند از ظرفیت قانونی این نهاد برای نظارت بر عملکرد رهبری نظام و نهادهای تحت کنترل وی استفاده کند و بدین وسیله موقعیت سیاسی و مذهبی خود را در درون نظام به شدت ارتقا دهد.
در هر صورت، چنانچه آقای رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان برگزیده شود، توازن سیاسی موجود، به نفع نیروهای میانه رو تر در مجموعه نظام جمهوری اسلامی تا اندازه ای به هم خواهد خورد. اما اگر آقای رفسنجانی شرایط را برای داوطلبی ریاست مجلس خبرگان مناسب نبیند و از این سمت چشم بپوشد، این سمت ممکن است به آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، برسد.
با این حال، روندی که منجر به تعیین جانشین آقای مشکینی خواهد شد، آرام نخواهد بود و شبه بحرانی را در پی خواهد داشت.
××××
تو اين دعوای سروش و زیباکلام نکات جالبی فاش شد از جمله این که: " اين هاشميرفسنجاني بود كه ادامهی تحصيل تودهايها را میسر کرد"
این موضوع علاقه و ذوق رجانیوز رو به شدت جلب کرده و رفته زیر ذرهبین: "سروش در اين بخش از نوشته، درپي اثبات آنست كه " آنكه براي تودهايها چنين ميكند با غيرتودهايها چه خواهد كرد؟" اين بخش از روايت وي اگرچه ممكن است با واقعيت تطابق كامل نداشته باشد، اما به دليل ضرورت بخشيدن به تشريح نوع نگاه هاشمي رفسنجاني به مقوله "انقلاب فرهنگي" از سوي وي يا نزديكان و سخنگويانش، بي كم و كاست در پي آمده است"
××××
وقتهایی که اون روی ضد سنت هاشمی بالا میاد خیلی باحال میشه. همایش کارآفرینی دیجیتال که چند روز پیش برگزار شد یکی از اون مواقع بود:
چیزهای نو همیشه در جامعه ما با چالش مواجه بودهاند ...علت این اشکال از آموزش های سنتی، خشک و غیر اسلامی است که متاسفانه گاهی به اسم اسلام مطرح می شود و با اسم سنت جلوی پیشرفت و نوآوری را بگیرند، در جوامع ایدئولوژیک این یک خطر است.
و بعد صغری کبری به سبک هاشمی برای چسبوندن اسلام به هر چیزی که باهاش حال میکنه:
یکی از اسماء خدا، بدیع است و بدیع یعنی مبتکر. ابتکار از خواسته های خداوند است که در اختیار ما قرار داده است . اگر پیامبر (ص) مطلع می شدند که فن جدیدی در گوشه ای از دنیا ایجاد شده مسلمانان را مامور میکردند که بروند و آن را یاد بگیرند.
البته نیتش خیره! ![]()
