تبليغاتX
:: عالیجناب سرخ پوش ::
:: عالیجناب سرخ پوش ::
در مورد هاشمی رفسنجانی و غیره!
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
این یادداشت یه جورایی ادامه‌ی پست قبلی هست و من رفتم این کتاب رو تهیه کردم و خوندم و حالا که خوندم می‌تونم بگم که احتمال چهارمی هم که اون جا مطرح شده بود منتفی هست و احتمال سوم درسته: یعنی بیان کلی یک مطلب که ربطی به شرایط امروز و دولت احمدی‌نژاد نداره. چرا؟ چون این گفتگو اصولا چند سال قبل از رییس جمهور شدن احمدی‌نژاد انجام شده!

کتاب، شامل 11 گفتگو هست که از سال 79 شروع می‌شه و آخریش در سال 83 انجام شده. جالب این جاست که گاهی بین این گفتگوها بیش از یک سال وقفه هست! و نکته‌ی جالب دیگه این که تقریبا تمام سوالات زیباکلام طولانی‌تر از جوابای هاشمی‌ هست. گاهی زیباکلام 5-6 صفحه حرف زده و هاشمی یک پاراگراف یا یک خط جواب داده!

اما انصافا در اکثر موارد واقعا «بدون روتوش» هست؛ بخصوص سوالات زیباکلام. یعنی آدم بیش‌تر از این که از جوابای هاشمی تعجب کنه از این تعجب می‌کنه که چه جوری یه نفر این حرفا رو این قدر رک و پوست‌کنده تو روی هاشمی گفته! تازه من اکبر رو می‌شناسم ولی اونایی که نمی‌شناسن (البته خودشون فکر می‌کنن که می‌شناسن!) خیلی جاها فک‌شون خواهد افتاد.

تقریبا تنها جایی که هاشمی به شعر گفتن افتاده بحث مربوط به اسراییل هست که اون جا هم در پایان اشعار آب پاکی رو ریخته و گفته: «بستگی به این دارد که تصمیم مرکزیت نظام چه باشد و من هم الان مایل نیستم از طرف رهبری و امام مصاحبه کنم. لذا می‌توانیم این بحث را این جا ببندیم» (ص206)

××××


همون طور که مستحضر هستین نقل قول هاشمی از این کتاب درباره ولایت فقیه با استقبال پرشکوه وب‌سایت وزین و ولایت‌مدار رجانیوز روبه‌رو شده بود در حد تی‌شرت آقای عثمان. ظاهرا استقبال مذکور به حدی بوده که دفتر هاشمی یه جوابیه برای این سایت فرستاده که استغفرالله!‌ ما و این حرفا؟ ما مخلص رهبری هم هستیم.
جالب این جاست که این توضیح فقط برای همین سایت ارسال شده و حتی روزنامه اعتماد هم که منبع اصلی این نقل قول بود هیچ اشاره‌ای به ماست‌مالی دفتر هاشمی نکرده!
جالب‌تر از اون توضیح ثانویه‌ی دفتر هاشمی که ایسکا نیوز منتشر کرده: «برخی از روزنامه ها با استناد به تیتر اشتباه یکی از سایت های خبری با علاقه ذکر جزء و اراده کل، تیتری انتخاب کرده اند که گویی تمام کتاب مخدوش است که این نوعی جفا به گردآورنده اثر است.»
اصلا چطور ممکنه زیباکلام سرخود این کتاب رو منتشر کرده باشه؟ قطعا پیش از چاپ و پس از چاپ کتاب رو هاشمی خونده و تایید کرده و تازه بعد از اون اجازه‌ی انتشار داده.

به علاوه نقل قول‌هایی که دفتر هاشمی (لابد محسن خان) در اثبات اعتقاد هاشمی به ولایت فقیه به‌شون استناد کرده (بند4و5) اصلا ربطی به نظر خود هاشمی نداره! اون جا زیباکلام می‌گه امام در زمان انقلاب و اوایل پیروزی، اصلا قصد حکومت نداشته ولی به خاطر شرایط مجبور می‌شه به میدون بیاد و این جاست که هاشمی با بیان اون جمله‌ها و یه سری مطالب دیگه اثبات می‌کنه که این طور که زیباکلام می‌گه نبوده. اما در مورد خودش گفته: «هدف اصلی ما حذف دیکتاتوری، وارد کردن مردم به صحنه و بها دادن به آنها بود» (ص54) و کمی بعدتر توضیح می‌ده «اگر رژیم به فرض به مراجع و حوزه احترام می‌گذاشت و یک مقدار ظواهر شرع را مراعات می‌کرد [باز هم] چیزی را تغییر نمی‌داد... ما قانع نبودیم [ولی] اگر یک مقدار انتخابات را آزاد می‌کرد و اگر وابستگی‌های خارجی را از این وقاحت درمی‌آورد... شاید وضع فرق می‌کرد... اگر مشروطه‌ی واقعی و قانون اساسی اجرا می‌شد، حتی متمم قانون اساسی، که شاه حکومت نکند و تنها سلطنت کند، اجرا می‌شد و موارد دیگر را هم رعایت می‌کردند فکر می‌کنم بخشی از خواسته‌ها هم تخفیف می‌یافت... و در این صورت نیازی به انقلاب کردن نبود»

البته برای این که گوشی خوب دست آدم بیاد باید کل اون گفت و گو رو خوند اما بحث کلی‌ش اینه که زیباکلام با این فرض که امام اصلا خودش اول قصد حکومت نداشت، می‌خواد نتیجه بگیره بر خلاف چیزی که الان تلقین می‌شه، ولایت فقیه وحی منزل نیست و نبوده حتی برای امام؛ و هاشمی این فرض رو رد می‌کنه و می‌گه که امام از اول پیروزی هم قصد حکومت داشت.


به جز این، تو کتاب بحثای خیلی جالبی مطرح شده که خوراک یک سال این جانب را فراهم می‌کنه! کامینگ سون...

مرتبط: مردی که زیاد می داند 
نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

شايد خيلي ها ندانند که وقتي در مجلس خبرگان به بحث ولايت فقيه که توسط عده يي مطرح شد، رسيديم من مخالفت کردم. البته الان کساني هستند که خيلي منتقدانه و حتي مخالف با ولايت فقيه برخورد مي کنند اما در سال هاي 59-58 و در مجلس خبرگان درست عکس امروزشان حرف مي زنند. خوشبختانه متن همه مذاکرات به طور کامل وجود دارد. آقاي آذري قمي وقتي اين اواخر مخالف شده بود، در جلسه گفته بود که آقاي هاشمي در زمان تنفس يکي از جلسات مجلس خبرگان گفته است- تعبيري را از من نقل کرد و من يادم نبود ـ اينکه شما مي گوييد ولي فقيه نمي شود، ناصرالدين شاه مي شود.

در حالی که طرفداران دو آتیشه‌ی جمهوری اسلامی (از نوع همین سایت رجانیوز) این حرفا رو به عنوان اعتراف خود هاشمی به بی‌اعتقادی به نظام علم کرده‌ن،‌ مخالفان دو آتیشه‌ی جمهوری اسلامی (از نوع مثلا سلطنت طلب) هاشمی رو متهم به دروغگویی می‌کنن و می‌گن چطور ممکنه کسی که نزدیک ترین یار امام، از سران اصلی جمهوری اسلامی و بانی اصلی به رهبری رسیدن رهبر دوم انقلاب بوده با اصل ولایت فقیه مخالف بوده باشه.
به هر حال باید توجه داشت که متن مذاکرات مجلس خبرگان موجوده و طبعا شاهدان این داستان هم بسیارند. به علاوه پیش از این هم هاشمی حرفای مشابهی درباره‌ی ولایت فقیه زده بود (از جمله در مصاحبه با نشریه حکومت اسلامی و نیز در کتاب انقلاب و پیروزی)
اما یکی از نکاتی این صحبت به ذهن میاره اینه که هدف هاشمی چی هست از بازگویی این مطلب:
  • آیا هاشمی می‌خواد در انتخابات شرکت کنه و درصدد جلب آراست؟
  • آیا به زودی قراره نظام جمهوری اسلامی سرنگون بشه و هاشمی می‌خواد خودش رو کنار بکشه؟
  • آیا صرفا بیان یک واقعیت بوده بدون منظور خاص؟
  • و یا این که هاشمی به این باور رسیده که دیگه نمی‌شه این جوری ادامه داد و باید به طور جدی تدبیری برای اصلاح اصل ولایت فقیه اندیشید؛ و با مطرح کردن این حرف خواسته یارگیری کنه؟

مورد اول و دوم که منتفی هست (نه؟) می‌مونه احتمال سوم و چهارم و یا احتمالات دیگه‌ای که به ذهن من نرسیده... نظر شما چیه؟ (رجوع شود به پست بعدی)

×××

پی‌نوشت : کتاب هاشمی بدون روتوش رو نشر روزنه منتشر کرده و این جا می‌تونید اطلاعات جالبی راجع به چند و چون این کتاب از زبان صادق زیباکلام بخونید.

مرتبط :
آیا هاشمی به دموکراسی اعتقاد دارد؟ (1)
آیا هاشمی تازه به فکر آزادی و دموکراسی افتاده است؟

نگارش در تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
[آقای فلانی] تشکیل مجالس فرمایشی در کشور‌های اسلامی را برای جوانان مسلمان که شاهد برگزاری انتخابات آزاد در جهان هستند مایه حقارت و شرمساری خواند. وی در بخش دیگری از سخنان خود با درخواست از مجامع علمی و دینی کشورهای مسلمان برای توجه به حقوق زنان، افزود: «اگر به حقوق زنان توجه نشود غربی‌ها آن را برای ما به سوغات می‌آورند.»

اشاره صریح به این که:
  1. مجالس کشورهای اسلامی فرمایشی است
  2. در دنیا انتخابات آزاد برگزار می‌شود
  3. حقوق زنان مسلمان پایمال می‌شود
به نظر من دومی از همه جالب‌تره! و از این قسمت (نکته 2) می‌شه دقیقاً فهمید که "آقای فلانی" یعنی کی!

×××

اگه تشریف می‌برید نمایشگاه کتاب: در سالن شبستان، راهرو 11، دفتر نشر معارف اسلامی که زیر نظر محسن هاشمی اداره می‌شه و کار اصلی‌ش نشر کتاب‌های خاطرات روزنوشت هاشمی هست، یه غرفه‌ی گنده داره. روزنوشت‌های سال 64 که به کوشش سارا، نوه‌ی ارشد هاشمی چاپ شده در این غرفه داره برای اولین بار عرضه می‌شه و کتاب‌ عبور از بحران (روزنوشت‌های سال 60) که نایاب شده بود هم تجدید چاپ شده. (قابل توجه آرش خان که می‌خواست از اشتیاق معصومانه‌ی من _نازی_ سوء استفاده کنه و در برابر نسخه‌ی قدیمی این کتاب پول هنگفتی ازم بگیره!)
هر سال تو این غرفه یه دفتر هم می‌ذارن که ملت بیان واسه حاجی یادداشت بنویسن. توصیه می‌کنم حتما چند تا از این یادداشت‌ها رو بخونید که عالمی داره! فقط بالاغیرتاً فحش ننویسید.
نگارش در تاريخ شنبه هفتم اردیبهشت 1387

در شمارش آرا نيز در اكثر كشورهاي دنيا با كامپيوتر و شيوه هاي ديجيتالي راي‌ريزي و شمارش آرا انجام مي‌شود كه وقت كمتر و اطمينان بيشتري وجود دارد. بايد به سمت كارت الكترال برويم كه جزو بهترين شيوه‌هاي راي‌گيري و شمارش آراست. كامپيوتري كردن اين مراحل بايد با قانون انجام شود و مجلس بايد اين حركت تكاملي را انجام دهد. +

عشق و اعتقاد به مدرنیزاسیون (و مدرنیته) یکی از وجوه بارز شخصیتی حاج آقاست که در هیچ سیاستمدار ایرانی دیگه‌ای،  از اصوالگرا گرفته تا اصلاح طلب، من سراغ ندارم!
هاشمی احتمالا دومین* ایرانی ای هست که معتقده دنیا قطعا داره به سمت بهتر شدن می‌ره و هرگز حسرت گذشته در حرف‌ها و نگاهش وجود نداره...
برای این مورد, من خیلی وقت پیش یه یادداشت آماده کرده بودم و چند تا نقل قول هم جمع کرده بودم ولی نمی دونم کجای این هارد لعنتی گم و گورش کردم. الان که این خبر بالا رو دیدم یادش افتادم...

-----
*اولین نفر منم!
درباره وبلاگ

انقدر مطمئن نباش ــ از هیچی!
موضوعات
آخرين مطالب
پيوند هاي روزانه
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ