نگارش در تاريخ سه شنبه چهارم تیر 1387
اما هاشمی رفسنجانی بيش از هر چيزی به فکر اين بود که اگر او نيايد، مردم
چه می شوند؟ آيا مردم می توانند مثل آدم زندگی شان را بکنند؟ آيا غصه نمی
خورند؟ آيا مريض نمی شوند؟ آيا شب غذا دارند بخورند؟ چی می خورند؟ آيا کسی
هست لباس شان را اطو کند؟ وی در ماه بهمن در حالت نگرانی گفت: اگر خيال
مردم از انتخابات راحت شود، نگرانی من هم برطرف میشود. اما در همان حال
ناراحتی خود را نيز نشان داد و گفت: در عمق وجودم تمايلی به حضور در
انتخابات ندارم. روز پنجم اسفند بود که آه مردم بدبخت ايران در دل سنگ اين
نامزد سنگدل اثر کرد، هاشمی گفت: آماده هستم، اما صبر میکنم، نمیتوانم
نسبت به شرايط کشور بیتفاوت باشم. سرانجام روز دوم فروردين امسال هاشمی
گفت: اگر ببينم کسی نيست می آيم. اين جمله در حالی اعلام شد که حداقل ده
نامزد انتخاباتی کاملا جدی وارد انتخابات شده بودند. به همين دليل هاشمی
در اواخر فروردين اعلام کرد: دلواپسیها آمدنم را جدی کرده است...اکنون
وظيفه سنگينی احساس میکنم... و سرانجام اين نامزد جاودانی انتخابات ايران
گفت: سه هفته ديگر جواب قطعی را میدهم. اين سه هفته برای مردم ايران مثل
سه سال گذشت، سرانجام آن فرصت تاريخی فرارسيد و هاشمی اعلام کرد که می
آيد. مردم کل کشيدند، در سراسر خيابانهای تهران اين ترانه را می شد شنيد
که ملت می خواندند: گل در اومد از حموم، عروس در اومد از حموم... +
اگر دست به دست رای به اکبر دهیم
از آن به که کشور به ...
سومین سالگرد حماسهی خونین سوم تیر مبارک!
همچنین میلاد مسعود این وبلاگ فخیمه...

