ادامه مطلب...
نمونه ش، سخنان اخیر صفار هرندی:
در دنياي امروز به گونهاي بر روي اذهان مردم كار ميكنند تا پيام مبناي جنگ از طريق خود مردم مطرح شود و اين مصيبت بزرگي است كه ما با آن مواجه هستيم. اين مصيبت ابتدا از آموزش و پرورش شروع ميشود و در دستگاه آموزش عالي و رسانهها و مطبوعات ادامه پيدا ميكند...
جنگ نرم از ابتداي سال 70 و با پايان يافتن جنگ تحميلي شروع شد. بعد از جنگ، ايران حدود 100 ميليارد دلار خسارت ديده بود و منابعي براي جبران وجود نداشت و در دوران سازندگي مجبور شديم از جهان و كشورهايي كه روزي با آن جنگ كرديم كمك بگيريم... در سال 70 عدهاي از مسوولان وقت به كشورهاي اروپايي و آمريكايي سفر كرده و از ايرانيان مقيم خواستار كمك براي سازندگي ايران و سرمايهگذاري در كشور شدند كه اين موضوع زمينهساز شكاف در كشور شد...روزي در جلسه هياتدولت يكي از مسوولان از بيحجابي خانمها در ايران گلايه كرد كه در پاسخ رئيسجمهور [هاشمی] با خندهاي گفت كه بگذاريد اينها راحت باشند تا در كشور سرمايهگذاري كنند.
در حوزه فرهنگ هم عدهاي قصد ايجاد شرايط جديد با گسترش فرهنگسراها به عنوان جايگزين كانون جوانان رژيم پهلوي و ايجاد روزنامه همشهري داشتند.
روزنامه همشهري با هدف تغيير ذائقه مردم به شهروند حقوقمدار و مطالبهگر ايجاد شد تا سرآغازي در فعاليتهاي جنگ نرم در حوزه فرهنگي باشد.
متاسفانه در همان زمان افرادي كه روزي ضدانقلاب بودند به آرامي به ايران بازگشتند و حتي آقاي مهاجراني مديرمسوول روزنامه شاهپور در زمان رژيم پهلوي به دعوت معاون حقوقي رئيسجمهور وقت به ايران بازگشت...
هاهاها! مردم از خنده. تبارک الله احسن الخالقین واقعا.
طبق خبر ثانیه نیوز، بیانیهی اجلاس اخیر مجلس خبرگان رو که احمد خاتمی مسوول تنظیمش بوده، وقتی میارن پیش هاشمی برای تایید، سه تا شرط میذاره:
اول- از عنوان "كودتاي مخملي" در جايي از بيانيه استفاده نشود.
دوم- حمايت جدي از دكتر محمود احمدينژاد رييس جمهور صورت نگيرد.
سوم- به بحثهايي چون محکوم کردن اعتراضهاي خياباني پرداخته نشود.
احمد خاتمی هم خوشحال و خندان و بشکنزنان از این که تونسته از هاشمی تایید بگیره و ببردش زیر پرچم تایید مواضع مقام رهبری، در رویای پاداش این خوشخدمتی بزرگ، قبول میکنه و این موارد رو حذف میکنه و بیانیه به این ترتیب منتشر میشه.
اما خب مستحضرید که موقع قرائت بیانیه اکبر خان جیم میزنه و طبعا غیبت او به معنای مخالفت با این بیانیه تعبیر شد و احمد خاتمی و دوستان موندن توی خماری. وقتی یاد مصاحبههای احمد خاتمی میافتم که قسم و آیه آورده بود که رییس مجلس خبرگان بیانیه رو تایید کرده رودهبر میشم از خنده!
حیف که این جور تردستیهای هاشمی ندرتا به بیرون درز میکنه وگرنه چه حالی میکردم من. البته این یه نمونهی خیلی کوچیک و روزمرهست. نمونههایی در حد کلکی که برای تموم کردن جنگ سوار کرد و به محسن رضایی چه جوری رودست زد...هاها... هر وقت یادم میاد از فرط لذت اشک تو چشمم جمع میشه! حیف که هیچ وقت از بیشتر این بازیها خبردار نمیشم و از لذت فهمیدنش محروم میمونم :((
پینوشت: انتقام احمد خاتمی (انصافا در مقیاس احمد خاتمی ضربهی خوبی بود به هاشمی. هاشمی نه میتونه این حرفا رو تکذیب کنه نه تایید. مجبوره یا به رنجش سبزها رضایت بده یا رنجش رهبری. تا اون باشه دیگه دودره بازی درنیاره! :))
×××
کمکم داشتم برای کروبی نگران میشدم چون چند وقت بود برای هاشمی نامه ننوشته بود. اما خب خوشبختانه دیروز با انتشار این نامه ملت شریف ایران رو از نگرانی درآورد.
گرچه یکی از اهداف کروبی از این نامه احتمالا زدن هاشمی بوده ـ یا حداقل بدش نمیاومده یه نوازشی بکنه ـ اما به نظر من این نامه به نفع هاشمیه. دستش برای لابیگری پرتر میشه.
ولی خودمونیم کروبی خوب تونست در عرض هفتههای اخیر خودش رو بالا بکشه! یادش به خیر تا همین مرداد کروبی چنان از بیتوجهی مردم و گروههای سیاسی به خودش دلخور بود که گفت:
آيا به نظر شما رفتارهاي برخي از دوستان اصلاح طلب ما درست است ؟چه شده است که اکنون همان کساني که روزي معتقد بودند دوره هاشمي رفسنجاني گذشته است اينک به تجليل از او مي پردازنند وبيانيه اي منتشرمي شود که در بخش هاي مختلف آن نام هاشمي آورده مي شود ؟ [اشاره به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب که از خطبههای هاشمی در نماز جمعه 26 تیر حمایت کرده بود]
اما در عرض همین چند هفته با دو تا نامه به هاشمی و چند تا اظهار نظر دیگه تونست حتی موسوی رو هم کنار بزنه و خودش رو در مرکز توجه بخش بزرگی از معترضین قرار بده.
"... ميرحسين موسوى وکروبى دو نامزد انتخابات رياست جمهورى در شرايط جديد تبديل به اپوزيسيون شدند واتفاقا نحوه بازى آنها يعنى حضور در خيابان ها شرايط را براى تبديل شدن به اپوزيسيون تبديل کرد .اما هاشمى مشى ديگرى را برگزيد ،پس سکوت پيشه کرد تا در سايه اين سکوت ،به دنبال راهکارى باشد که شرايط را دگرگون کند .او در اين يک ماه واندى استراتژى سکوت را ادامه داد تا حداقل اپوزيسيون نشود .اپوزيسيون شدن هاشمى باعث مى شد که او نتواند از ابزارهاى قدرت وپوزيسيون براى دگرگون ساختن شرايط استفاده کند .پس محور استراتژى جديد هاشمى بر استفاده هوشمندانه از ابزارهاى قدرت متکى شد .اينچنين بود که نماز جمعه به عنوان بهترين جايگاه براى شکستن سکوت هاشمى انتخاب شد .هاشمى با سخنان خود در نماز جمعه با يک تير دو نشان زد ..."
هاشمی در نماز جمعه 26 تیر، بهترین حرفها رو در بهترین زمان، بهترین مکان، و بهترین شکل ممکن زد.
من مطمئن بودم که خطبههای هاشمی انتقادآمیز خواهد بود اما فکر میکردم برای تلطیف این انتقادات، دو سه تا هندونه الکی هم که شده زیر بغل رهبر بذاره ولی او حتی این کارو هم نکرد و کاملا از موضع بالا وارد شد که برای من غافلگیرکننده بود و تا حد زیادی از فاز ناامیدی بعد از انتخابات خارج شدم!
×××
ظاهرا، بنده از دیروز کلی رقیب پیدا کردم و دوستانی پیدا شدهن و در رشتهی هاشمیشناسی پوز منو زدهن و به شکل ریزبینانه و دقیقی حرفای دیروز هاشمی رو رمزگشایی کردهن. دو تا از بهترین این رمزگشاییها که بهشون برخوردم اینا هستن:
رمزگشایی از جمله های طلایی هاشمی در نماز جمعه + فایل صوتی کامل خطبه دوم
هزار نکته ی باریکتر زمو در سخنان هاشمی (نقد مشروعیت رهبری ، پیام مهم به جنبش مردمی )
×××
در پست بعدی تعدادی از جالبترین اظهار نظرها دربارهی این نماز جمعه رو لیست خواهم کرد.
من واقعا دیگه امید چندانی به تاثیرگذاری هاشمی ندارم. دست کم در کوتاه مدت. شاید افکارش و یه سری از کارهاش در آینده تاثیر گذار باشه... اما الان نه! یکی از دلایل دیر به دیر به روز کردن این وبلاگ هم همین ناامیدی منه از تاثیرگذاری هاشمی... چون رهبری بالکل و بالجد با افکار و اصولا حضور هاشمی در صحنه مخالفه. (بدبینی عجیبی نسبت به هاشمی در نگاه رهبری هست که احمدی نژاد و دوستانش هم به شدت به این بدبینی دامن میزنن) بنابراین هر قدم موثری از طرف هاشمی عملا مستلزم رو در رویی با رهبریست! و رو در رویی با رهبری از دید هاشمی برای نظام بسیار پر هزینهست با سرانجامی نامعلوم.
روز به روز خمودهتر و داغونتر... نمیدونم با چه انگیزهای هنوز میشینه تو جلسهی مجمع تشخیص و سیاست کلی! برای نظام تدوین میکنه. با این سیاستهای کلی چی کار میخواد بکنه؟! بذاره در کوزه بده دست احمدینژاد؟
از اون طرف این های و هوی و جیغ و ویغ "پویش دعوت از خاتمی" رو که میبینم نمیدونم بخندم یا گریه کنم! چه دل خجستهای دارن به خدا... باز با شب شعر و شمع و انار، یه عده رو اسگل کردهن دنبال خودشون.
بابا چرا هیچ کی تو باغ نیست؟ بشینید یه فکر اساسی بکنید آخه!
آقا یه چیز عجیب!
دیروز بازتاب یه تیتر زده بود که هاشمی در مورد دیدارش با مصباح گفته که یه دیدار متعارف بوده. بعد مشروح خبر هم این جوری شروع میشد که هاشمی بعد از سکوت طولانی در مورد اتفاقات اخیر سرانجام لب به سخن گشود و این صوبتا. البته متن رو که میخوندی نشانهای از این "شکست سکوت" نبود و برعکس کاملا معلوم بود که طرف هیچ تمایلی به شکستن این سکوت نداره. در واقع بازتاب برای این که منبع یه خبر ژورنالیستی جنجالی باشه چنین تیتر و مقدمهی گذاشته بود.
حالا امروز که رفتم تو بازتاب دیدم از اون تیتر و مقدمه خبری نیست!! به جاش تو همون آدرس تیتر خورده "موضعگيري جامعه روحانيت مبارز عليه تعرض به خاتمي". چند جمله از مشروح خبر هم کم و زیاد شده بود و دو تا عکس هم اضافه.
به نظر شما چرا؟؟
شاید از طرف خود هاشمی ـ که در همین حد هم تحمل دامن زدن به این قضیه رو نداشته ـ ندا اومده. چون عطریانفر هم پریروز به فارس گفته بود که دختر هاشمی از این که شرق این اتفاق عادی و متعارف رو تیتر یک کرده و اینا خیلی شاکی بوده.
یا این که سیاستگذارهای بازتاب که طبعا اصولگرا هستن یا خود مصباحیمقدم که منبع خبر بوده خواستن که این تیتر عوض بشه.
××××
حالا بریم سراغ موضوع و دلیل اصلی تشکیل این جلسه:
جامعهی روحانیت با همراهی مهدوی کنی ـ که مدتهاست خودشو قاطی مسایل انتخاباتی و اینا نمیکنه ـ بلند میشن میرن مجمع دیدن هاشمی که به قول سخنگوی جامعه روحانیت، اون رو به شرکت در خبرگان «وادار» کنن.
مهدوی کنی میگه که "به قصد قربت در جلسه حاضر شده" و شرکت هاشمی "واجب شرعیه"...
واقعاً چه خبره؟؟!... از اینا اصرار و از نزدیکان هاشمی انکار. خود هاشمی هم که تو کماست!
عطریانفر در همون مصاحبهی فوقالذکر! به فارس گفته که:
"به عنوان يك نفر كه در روزنامه شرق كار ميكنم به جمعبندي نهايي نويسنده مطلب روزنامه [سرمقالهی جنجالی جواد روح] معتقد هستم كه گفته، آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان شركت نميكند و لازم است جامعتين به فكر آن باشند تا در غياب آقاي هاشمي ليست خود را به گونهاي تنظيم كنند كه اختلافات و دو دستگي بين خودشان آشكار نشود"
××××
در ادامهی پسلرزههای دیدار تاریخی مصباح و هاشمی، سایت رجا نیوز (از ارگانهای مصباح) یه مقاله گذاشته بود با این تیتر: "جواب سلام پرحاشیه"
مشروح مقاله رو هم که نخونی، تیتر به اندازهی کافی گویا هست: "جواب سلام پرحاشیه" یعنی هاشمی اومد خودشو چسبوند به آیتالله مصباح و سلام کرد و ایشون فقط یه "جواب" دادن که اونم مجبور بودن و تازه فکر نمیکردن این قدر مورد سوء استفاده قرار بگیره ...
به قول بچهها گفتنی، روزگار غریبیست نازنین!
|
هميشه بشر درحال تحول بوده و رو به كمال بشريت پيش مي رفته اما امروز تحول خيلي سريع و جدي شده و در سايه برداشته شدن مرزها و انفجار اطلاعات و سرعت انتقال تجربهها و سرعت تكنولوژيهاي پيشرفتهاي كه ميتواند بشر را بر طبيعت مسلط كند و راز و اسرار كره خاكي و كرات اطراف خودمان را كشف كند دنيا سرعت زیادي را گرفته و هركس با اين حركت تحولي دنيا هماهنگ نباشد عقب مي افتد و عقب افتادن از اين كاروان پيشرفت بسيار گران تمام مي شود براي آن كشور و آن ملت و در همه بخشها اينطوري است... امروز در همه ابعاد , در ذرات، در موجودات ذرهبيني و بسيار كوچك بشر نفوذ كردهاست و نفوذ بشر در موجودات ريز به اسرار طبيعت انسان را خيلي نزديك كرده و نزديكتر هم ميكند. سلولها را شكافتهاند و ژنها را مورد مطالعه قرار دادهاند , تسخير كردهاند و قدرت تركيب ژنها را پيدا كردهاند و كارگزاري يك ژن در يك موجود زنده ممكن است اصلا مسير زندگي او را عوض كند... و در نسلهاي بعدي اين سرعتش بيشتر ميشود. در صنعت بشر امروز دنبال «نانو» است كه يك صنعتي است كه كوچكترين جرمها را در خدمت كارهاي بزرگ ميگيرد و وزن و حجم كارها سبك ميشود ولي ثمره آنها و محصول بسيار بالا ميرود و كيفيتها بسيار دقيقتر ميشود. در احجام بزرگ فضايي بشر گامهاي عجيبي را برداشته است . كرات ديگر را دارد مطالعه ميكند. همين امروز خبر دادهاند از فرستادن سفينهای دور مريخ براي اينكه با ابزار سنجش از راه دور اعماق كره مريخ را ببينند چه دارد در دل خودش، آب، خاك، معادن و هرچه كه دارد و بشر دارد اينطوري در دنيا جلو ميرود... قدرتي كه بشريت دارد پيدا مي كند بر همه اسرار طبيعت، مطلع بشود و از آنها ثروت و امكانات و رفاه استخراج كند چيز عجيبي است... (خطبه های نماز جمعه) |
عمق اومانیسم رو عنایت دارین؟ داداشمون از پیبردن به "تمامی" اسرار طبیعت حرف میزنه. چیزی که من شخصا حتی تصورشو نمیتونم بکنم!
حتی وقتی چند خط پایینتر از طبیعت و محیط زیست حرف میزنه میگه:
اگر محيط زيست آسيب ببيند زندگي در اينجا مشكل مي شود؛ در محيط غيرسالم زيست انسان ناموفق است
یعنی بازم نگران انسانه، نه خود طبیعت!
دیگه واقعا داشتم فکری می شدم! بیشتز از یک هفته هیچ خبری از هاشمی نبود. حتی برای این قضایای سامرا هم بیانیه میانیه نداد (هر چند معمولا کمتر از این کارا می کنه)
با خودم می گفتم یا کلا ناامید شده و دپ زده یا شدیدا درگیره و داره یه کارایی می کنه. که ظاهرا حدس دوم درسته.
دیشب هم با سازمان ملی جوانان یه جلسه خصوصی داشته که یه نفر با نامه به روز گزارش خیلی کوتاهی درباره ش نوشته:
در ديدار خصوصي که عصر شنبه هاشمي با اعضاي سازمان ملي جوان (به خاطر تهديد به بستن سازمان از طرف دولت) داشت به چند نکته اشاره مي توان کرد. خبر جلسه به دليل محتواي به نسبت تند آن با معيارهاي هاشمی بنا شد که منعکس نشود.
1- هاشمي اختلاف خود با دولت جديد را در تحجرگرايي و باندبازي اعتقادي بيان کرد.
2- هاشمي در پي اعتراض اعضاي سازمان ملي جوانان به تشکل هاي هدايت شده راست مانند بسيج و غيره، تحت عنوان جوانان بسيجي [آنها] را نهادي شبه نظامي که کارکردي مشخص دارد عنوان کرد.
3- او گفت که وضعيت کنوني بحراني است ولي زود گذر است.
4- هاشمي گفت بودجه سال 85 انحرافي است وروز دوشنبه براي تصحيح بودجه با سران سه قوه جلسه اضطراري دارد.
5- هاشمي يکي از بخش هاي سفر خود به قم را بحث آزادي هاي اجتماعي متناسب با نيازهاي روز به خصوص مبحث حقوق زنان عنوان کرد.دراين جلسه هاشمي چندين بارازلفظ "اونها"، براي دولت استفاده کرد.
یه نفر دیگه به اسم امین هم تو همون صفحه نامه ای نوشته که جالب و به نظرم تا حدود خیلی زیادی درسته.
حرف و حدیث درباره سفر قم همچنان ادامه داره. این دفعه حاج منصور، مداح اهل بیت، یه چیزی پرونده و سایت های دست راستی هم دنبالشو گرفتن. می گن هاشمی می خواسته اعلام مرجعیت کنه!! من مطمئنم این بشر اصلا به مرجعیت و این حرفا کوچکترین اعتقادی نداره. اما این که بخواد تو قم درس و اینها راه بندازه ممکنه. خیلی هم ممکنه. البته حوزه علمیه ای که هاشمی راه بندازه بعید می دونم از توش آخوند دربیاد! یه ماه پیش رفته بود حوزه گیلان، به طلبه ها گفته بود اطلاعات عمومی شونو ببرن بالا و تاریخ بخونن!
از اون طرف هم نگو هاشمی که رفته بوده قم، استانداری پیشنهاد تشکیل شورای اداری می ده. هاشمی هم قبول می کنه. خبر که به احمدی نژاد می رسه لجش درمیاد و برای استانداری قم دستور اکید می فرسته که برنامه رو لغو کنن. بعد سایت رییس جمهور خبر می زنه که هاشمی خواسته شورای استانی تشکیل بده ولی مسوولین قم مخالفت کردن و هاشمی ضایع شده. استاندار قم این خبر رو تکذیب می کنه و محض آبرو داری بدون اسم بردن از احمدی نژاد می گه که جلسه به خاطر فشردگی برنامه هاشمی لغو شده. اما همین تکذیبیه سربسته رو هم سایت احمدی نژاد هضم نمی کنه تا این که محسن (رییس دفتر باباش) شاکی می شه و یه فکس می زنه واسه سایت و اعتراض می کنه که چرا با گذشت پنج روز تکذیبیه رو منتشر نمی کنن.
ظاهرا این سفر بدجوری لج اینا رو درآورده؛ حالا چراش معلوم نیست!![]()
حتی توی گزارش خبر رسمی سفر هم سایت خدمت نتونسته از تیکه انداختن بگذره و گفته هاشمی برای انتخابات هم حاضر نشد مسافرت کنه و گفت پول ندارم! در حالی که این شایعه ساخته و پرداخته رقبای انتخاباتی بود و هاشمی گفته بود "وقت" ندارم. (البته اینم دروغ می گفت و دلیل اصلیش این بود که احساس حماقت می کرد از این که دوره بیفته شهر به شهر بگه به من رای بدین)
تو خطبه های این نماز جمعه آخری وقتی هاشمی بعد از هشدار به غرب (که فرستادن ایران به شورای امنیت اشتباه بزرگیه) با مکث اضافه کرد "البته خدا هم مردم ایران رو تنها نخواهد گذاشت" با خودم گفتم مرتیکه روانی شده؟ کیا رو داره از خدا می ترسونه؟!
اما وقتی خبر سایت خدمت رو خوندم که علمای قم از نگرانی و جلز و ولز زدن هاشمی شاکی شدن و بهش گفتن که نصر الهی رو فراموش کرده و ایمانش ضعیفه و اینا ، تازه درک کردم چرا هر از گاهی از این حرفا میپرونه!
|
طی اکتشافات باستان شناسی به مصاحبه همشهری با هاشمی برخوردم که پارسال همین موقعها انجام شده. حرفای اون روز هاشمی، حالا که این اتفاقات افتاده جالب و خوندنیه و خیلی چیزا رو روشن میکنه: این که چرا پرونده رو از دست هاشمی درآوردن و به قول خودشون سیاست فعال رو پیش گرفتن، و استدلال عملکرد تیم هاشمی (تیم قبلی به سرپرستی حسن روحانی و حمایت محمد خاتمی) چی بوده و همینطور پیشبینیهای هاشمی و این که چرا از پیروزی تندروها در انتخابات اون قدر وحشت داشت که خودش لخت شد شیرجه زد وسط انتخابات: |
بعضي ها مي گويند مشكل غرب، اروپا و آمريكا فعاليت هسته اي ايران نيست، بلكه آنها مشكلات ريشه دارتر ديگري با ما دارند. اگر در اين قضيه ولو چند ماه به آنها مهلت بدهيم تا حسن نيت خود را اثبات كنند، تغييري در رفتار آنها ايجاد نمي شود. يعني امروز بهانه سلاح هسته اي است و فردا مواضع ما در خاورميانه مورد هجمه است. پس فردا ديني بودن حكومت ما و حتي مظاهر ديني ديگر مانند حجاب و.. را به چالش مي كشند. آيا حضرتعالي فكر مي كنيد مشكل غرب با ما تنها به فعاليت هسته اي محدود است، يا نه، هر چند ما كوتاه بياييم، آنها بهانه هاي بعدي را مطرح خواهند كرد؟
اين احتمال را رد نمي كنم. اينكه آنها اصولا مي خواهند قدرت تكنولوژي هسته اي نداشته باشيم، درست است. مايل نيستند. اما ما چه بايد بدست بياوريم؟
اين حرف ها موقعي مطرح شد كه شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي داشت مشغول به كار مي شد و آمريكا و بسياري از كشورها صريح مي گفتند، ايران را به شوراي امنيت مي بريم. مي توانستند به ناحق تصميمي بگيرند و ببرند. اينهايي كه اين حرف را مي زنند، منظورشان اين است كه بايد از همين اول به شوراي امنيت برويم؟
اين كه منطقي نيست. در اين دنياي پرتنازع و زورگويي كه ابزار قدرت در دست دشمن است، بايد لااقل بهانه را از دست آنها بگيريم. كاري كه ما كرديم، حداقل نتيجه اش اين بود كه نشان داديم آنها دروغ مي گويند و ما انحراف نظامي نداريم...
لحن آمريكايي ها در يك ماه اخير و مشخصا در اجلاس بروكسل كه جورج بوش براي اجلاس رهبران ناتو به بلژيك رفته بود، خيلي معتدل تر شده است. با توجه به اينكه اكنون حضرتعالي و بقيه مسوولان نظام معتقديد از طريق اروپا بر برنامه هسته اي فشار مي آورند و با وجود اين كه نشانه اي از كاهش عملي تخاصم ديده نمي شود، ولي به نظر مي رسد لحن آرام تر شده است. اخيرا در سخنان برژنسكي و آلبرايت هرچند مسئول نيستند و حتي بوش آن تعابير سخت نمي آيد. آيا اين را يك تغيير استراتژيك مي بيند؟ آيا قرار است در دوره دوم حكومت بوش روشي بيشتر سياسي در برابر ايران اتخاذ شود يا اين را يك تاكتيك موقتي براي گريز از اين موقعيت مي دانيد؟
نمي توانم بگويم استراتژي عوض شد، همان تهديدها را هم استراتژي ريشه داري نمي ديديم. آنها يك استراتژي نسبت به ما دارند كه چه در همان شرايطي كه ما را تهديد مي كردند و چه اكنون كه آرام تر حرف مي زنند، به آن عمل مي كنند. در ذهن خود من اين است كه خواست اصلي آمريكا اين است كه ايران تكنولوژي هسته اي، به خصوص غني سازي اورانيوم نداشته باشد. آنها از يك نيروگاه نگران نمي شوند. اگر ده نيروگاه داشته باشيم و ديگران سوخت آنها را بدهند، نگران نمي شوند. اين كه برق توليد كنيم، براي آنها مشكل نيست. ولي از تكنولوژي هسته اي كه در اختيار ايران باشد، راضي نيستند، در مسائل ديگر نيز همين طور است. آمريكايي ها اكنون كه بحث خاورميانه بزرگ را مطرح مي كنند، مي فهمند كه ايران در كانون اين مجموعه قرار دارد و اگر با همين سياست هاي انقلابي و اسلامي حضور داشته باشد، آنها در اكثر موارد نمي توانند به خواسته هاي استعماري شان برسند. استراتژي آنها اين است كه يا ايران بايد سياست هايش را به نفع آنها عوض كند يا چنين قدرتي در ايران بر سر كار نباشد. هر كاري كه بخواهند در منطقه ما بكنند، آن گونه كه استعمارپسند باشد، به ديوار جمهوري اسلامي برخورد مي كند.
اين كه آيا با اروپا توافق كرده اند كه در اين مقطع نرم تر حرف بزنند يا به اين نتيجه رسيده اند كه تند حرف زدن در ايران نتيجه نمي دهد، معلوم نيست. شايد آرامش قبل از طوفان است. همه احتمالات هست، الان قضاوت صريحي ندارم.
حضرتعالي حمله نظامي آمريكا را چقدر ممكن مي دانيد؟
من اين كار را محتمل مي دانم. البته آمريكايي ها اين قدر عقل دارند كه بدانند اين كار آنها با چه پاسخي مواجه و چقدر برايشان گران تمام مي شود. اما محتمل مي دانم. چون بي عقلي آمريكا را در خيلي جاها ديده ايم. آمريكايي ها همه جا عاقلانه عمل نكردند. در بعضي جاها از اقدامات ناعاقلانه مشكلات و خطرات ديدند و در بعضي جاها اين خطرات كمتر بوده است. در عراق، سومالي، لبنان و جاهاي ديگر اشتباه كردند. در ايران هم ممكن است اشتباه كنند. اما اين اشتباه برايشان خيلي گران تمام مي شود.
رفتار آمريكا چقدر مي تواند متأثر از رفتار ما در زمينه هسته اي باشد؟
ريشه اش اين نيست. ولي مي تواند يك عامل شتابزا باشد. ريشه اش همان است كه گفتم. يعني خوي استكباري آمريكا در ايران به مشكل برخورده است.
پس باتوجه به مشكلاتي كه در مذاكرات هسته اي پيش آمده، فكر مي كنيد از اين به بعد رفتار ما چگونه بايد باشد؟
رفتار ما هميشه بايد مدبرانه باشد. نبايد دشمن را تحريك و يا بي جهت عصباني كنيم. نبايد غافل شويم. اولا بايد در داخل براي هر شرايطي آماده باشيم و اقدام هاي سياست بين المللي خود را به سمتي ببريم كه ماجرايي رخ ندهد. عوامل جلوگيري فراوان است. بايد ديپلماسي را فعال كرد و نبايد وارد خطر شد.
در شرايط كنوني مذاكرات را در بن بست مي بينيد؟ اگر چنين است، براي خروج از بن بست چه بايد كرد؟
من فكر نمي كنم بن بست باشد، ولي امكان دارد به دست خودمان يا دشمن به بن بست برسد. بايد مراقب باشيم كه اين گونه نشود.
به قول شرق: اكبر هاشمى رفسنجانى كه به قم رفته بود، آنقدر اين سفر بازتاب تحليلى سياسى يافت و با ديگر سفرهاى وى متفاوت شد كه نماينده قم مجبور به اظهارنظر شد و سياسى بودن اين سفر را كاملاً تكذيب كرد. اما نحوه و زمان سفر و ديدار گسترده او نمى توانست همچون ديگر سفرها تعبير شود...
هاشمى اولين جلسه خود را در سفر قم با يكى از تشكل هاى حوزوى اصلاح طلب كه با ديگر گروه هاى حوزوى متفاوت است و حتى در چارت مديريتى حوزه نيز جايى ندارد، آغاز كرد.او ساعت هشت صبح (هشت صبح!
فکر کنم تو زندگی قبلیش کله پز بوده!) در حرم حضرت معصومه اعضاى مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم را دعوت كرد تا شايد اين بار در قم با اظهارنظرها و دغدغه هاى آنان با توجه به برخى مباحث صورت گرفته در اين ايام آشنا شود و خود نيز با تاكيد غيرمستقيم مهر تائيدى بر آن نگاه ها زند. سيدحسين موسوى تبريزى دبيركل و عضو موثر مجمع مدرسين و محققين از اين مباحث مطرح شده در اين جلسه گفت: «در ابتداى اين جلسه با توجه به سوابق حوزوى و قرابت آقاى هاشمى به حضرت امام گفتم كه مديريت حوزه و رفتارهاى حوزوى بايد بر پايه آزادانديشى و اجتهاد آزاد باشد و نبايد يك عده خاصى تمام حوزه را به دست گيرند و هر كس بخواهد اظهارنظر كند، بترسد... او در مورد شخصيت هاشمى رفسنجانى و اقدامات وى در اين برهه زمانى گفت: «آقاى هاشمى شخصيتى هستند كه با تمامى گروه ها اعم از روحانى و غيرروحانى تماس دارند و با دغدغه هاى مختلف علما آشنا هستند و در حال حاضر فكر مى كنم با جديت تمام اين ارتباط ها را گسترش مى دهند و علما نيز بدون هيچ سانسورى مطالب و دغدغه هاى خود را براى ايشان بيان مى كنند... (مشروح)
دیدار غیرمستقیم با آیت الله منتظری
عطریانفر، يكى از اعضاى ارشد حزب كارگزاران سازندگى گفت: «اين سفر كاملاً منطبق بر مشى و سنت روحانى و سياسى ايشان بوده و واجد هيچ برنامه از پيش تعيين شده اى نبوده است. آقاى هاشمى همواره علاقه مند به ديدار با مراجع تقليد، چهرههاى موثر و محققين فاضل در قم و ميان روحانيون بوده است. شخصيتهاى ممتاز قم نيز هميشه به آقاى هاشمى به عنوان يك شخصيت روحانى و سياستمدار هوشمند مى نگرند و علاقه مندند كه عملكرد نظام و نهادهاى حكومتى را از زبان ايشان بشنوند. لذا سفر ايشان به قم از دو منظر بود...هيچ ارتباطى ميان سفر به مشهد، بازگشت به تهران، نشست هفتگى با مقام رهبرى و سفر به قم وجود نداشت.» عضو شوراى مركزى حزب كارگزاران در رابطه با فرستادن يك نماينده از سوى هاشمى نزد آيت الله منتظرى گفت: ديد آقاى هاشمى نسبت به آيت الله منتظرى نگاه حضرت امام(ره) است كه در نامه ۸ فروردين ۶۸ بيان كردند و همواره نسبت به جايگاه فقهى و شأن مرجعيت آيت الله منتظرى احترام مى گذارند و رابطه با ايشان را همچون ديگر مراجع تبيين مى كنند.» وى در پاسخ به اين سئوال كه «پس چرا هاشمى خود به ديدار آيت الله منتظرى نرفتند» گفت: «به علت بازتاب هاى سياسى مصلحت طرفين اين بود كه ديدار به اين سبك برگزار شود.» (مشروح)
مسعود بهنود، درباره این سفرگفته: هاشمي رفسنجاني که بعد از آخرين چالش؛ اینک به دفاع از مديران با سابقه جمهوري اسلامي مشغول است در حقيقت از سياسي واقع گرا و تجربه هاي عملي خود در بيست و هشت سال گذشته بهره مي گيرد، تا نظامي را که او يکي از پايه گذاران آن است از بحران خارج شود، بي آن که مانند سال هاي اول انقلاب ناگزير باشد تن به خطرهاي بزرگ بدهد. (نقل از اینجا)
احمد زيدآبادي تحليلگر مسائل خارجي در مقاله اي در سايت فارسي بي بي سي نوشته اين احتمال در کنار احتمالات بسيار ديگر، دور از ذهن نيست که روند بحران هستهاي ايران به نقطهاي برسد که نظام سياسي به اراده يا جبر، خود ابتکار عمل حل بحران را با وجود همه نتايج دردناکش براي نظام به اکبر هاشمي رفسنجاني بسپارد، اما به نظر مي رسد که آن روز، هنوز فرا نرسيده است. (با توجه به این که بی بی سی فارسی تو ایران فیلتر شده متن کامل مقاله زیدآبادی رو می ذارم تو وبلاگ که از لینک پایین می تونین پی گیری کنین)
سایت خدمت (وابسته به احمدی نژاد) هم نوشت: گزارشهاي تكميلي از سفر استاني هاشميرفسنجاني به قم حاكيست كه وي در ديدار با آيتالله مكارم شيرازي از وضعيت پرونده هستهاي اظهار نگراني كرده كه اين مرجع تقليد نيز با اشاره به عوامل تأثيرگذاري همچون توكل و نصرت الهي در پيروزي انقلاب اسلامي، بر لزوم تقويت پايه هاي ايمان در ميان مسئولين تصريح نموده اند. در ديدار جامعه مدرسين حوزه علميه قم با هاشمي نيز ، تمامي سخنرانان به ويژه ايتالله يزدي ، حجتالاسلام سيد احمد خاتمي و حجتالاسلام حسن عبدالهي بر لزوم حمايت وي از دولت تاكيد كرده اند.
ادامه مطلب...
دودره شده از روز:
آرش بهمنی ــ با موسي غني نژاد، اقتصاددان، در زمينه جهت گيري هاي دولت هاي بعد از جنگ گفت و گو کرده ايم. او معتقد است دولت احمدي نژاد، هيچ برنامه اقتصادي ندارد و بر پوپوليسم استوار است.
بعد از پايان جنگ ما شاهد حضور سه دولت با سه مشي متفاوت بوديم. بحث اصلي همه اين دولت ها هم اين بوده که يکي از انواع توسعه بر ديگري مقدم است. شما ظهور اين سه دولت با سه استراتژي متفاوت در يک دوره 16 ساله را چگونه تحليل مي کنيد و آيا اصلا در بحث از توسعه، مي توان به تقدم يکي بر ديگري قائل بود؟
من تصور مي کنم خود اين سئوال که کدام نوع از توسعه بر ديگري برتري دارد، داراي اشکال است. توسعه سياسي و اقتصادي دو روي يک سکه هستند و نمي شود آنها را از هم جدا کرد. تصور اينکه مثلا در دولت آقاي هاشمي توسعه اقتصادي مطرح بود، اشتباه است. در دوره آقاي هاشمي تقدم با اصلاح اقتصادي بود و بحث تقدم توسعه سياسي و اقتصادي اصلا مطرح نشد. اصلاح اقتصادي هم يک جنبه اش اقتصادي و يک جنبه اش سياسي است. آن چيزي که در دوره هاشمي اتفاق افتاد اين بود که اصلاحات اقتصادي به صورت نيم بند اتفاق افتاد و اين نيز دلايل مختلفي داشت. از جمله دلايل ايدئولوژيک، دلايل منافع گروه ها و يا مسايل ديگر، اما هر چه بود اين اصلاح اقتصادي به انجام نرسيد و نيمه کاره ماند. در دوره دوم آقاي هاشمي هم، در حقيقت اصلاحات اقتصادي متوقف شد و يک نوع سياست روزمرگي بر کشور حاکم شد، تا سال 76 که سياست ديگري آمد. بنابراين دوره آقاي هاشمي، دوره اصلاح اقتصادي بود و دستاوردهاي مهمي هم داشت، اما نيمه کاره ماند و اشکال هم از همان دوره شروع شد. يعني 10 ساله اول انقلاب که ما با يک نوع ايدئولوژي انقلابي رو به رو بوديم و به دليل شرايط جنگي، اقتصاد ما اقتصاد بسته، کوپني و به نوعي اقتصاد سوسياليستي به معناي جهان سومي بود. از سال 68 اصلاح اقتصادي به جهت حاکم کردن مکانيسم هاي بازار در دستور کار قرار گرفت، ولي چون نيمه کاره ماند تمام تبعات آن را، چه از نظر سياسي و چه از نظر اقتصادي، نتوانستيم مشاهده کنيم. اين برنامه در همان زمان از دو جهت مورد حمله قرار گرفت. يکي از طرف چپ ها که بعدها تبديل به اصلاح طلبان سال 76 شدند و ديگري از طرف راست ها که همان هايي هستند که اکنون کم و بيش قدرت را در دست گرفته اند. نقطه مشترک اين ها، مخالفت با آزادي اقتصادي بود. يعني مبناي اصلي اصلاحات اقتصادي، آزادي است. چه آزادي سياسي و چه آزادي اقتصادي و اين جا بر مي گردم به حرف اولم که اين دو نوع توسعه، دو روي يک سکه اند. اما آنچه در دوره آقاي خاتمي اتفاق افتاد پيش کشيدن يک نوع تقدم توسعه سياسي و اقتصادي بود که در حقيقت نوعي توجيه سياست هاي سوسيال – دموکراسي يا با گرايش چپ بود. علت اينکه دموکراسي را مقدم بر اقتصاد مي دانستند اين بود که مي خواستند بگويند ما خيلي هم طرفدار اقتصاد بازار نيستيم. اما اين شکل عرضه مسئله، غلط بود و به همين دليل به نتيجه نرسيد. به همين خاطر در دوره اول آقاي خاتمي، فرصت هاي اقتصادي بسياري از دست رفت. آقاي خاتمي قهرمان فرصت سوزي اقتصادي در دوره اول خودش است. در دوره دوم به اين مسئله کم و بيش توجه شد. بنابراين مسير ...
ادامه مطلب...
- فرداي بشريت بهتر از امروز آن خواهد شد... فرداي ايران هم بايد بهتر از امروز باشد.
- بايد با كار بيشتر و توليد علم و استفاده از مجموعه امكانات طبيعي در سطح منطقه به كشور اول تبديل شويم.
- دانايي را محور حركت در مسير تحقق اهداف چشمانداز قرار داديم
- هر روز كه از عمر بشريت گذشته، يك قدم به سمت اجتماعي شدن برداشته است و امروز اين حركت به جهاني شدن منتهي ميشود.
- عيب جهاني شدن اين است كه هميشه قدرتهاي بزرگ استعماري در تشكيل كانونهاي جهاني برجسته و پيشتاز بودهاند و امتيازات فراواني براي خود فائل شدهاند و از طرق مختلف بر دنيا حاكم شدهاند ولي با هوشياري ملتها اين امتيازات خاص كم كم در حال از بين رفتن است
- توجه متفكران منصف دنيا به اصل دين و تاثير آن در زندگي بشر بسيار بالاست. دین تلطیف کننده فضای ناشی از خشونت های رایج در جوامع صنعتی است... امروز گرایش به دین باعث شده حتی در آمریکا تفکرات دینی منطبق با نگرش مسیحیت مورد استفاده سیاست مداران این کشور ـ که ملت آن از نظر علمی پیشتاز هستند ـ قرار گیرد.
- ديگر امروز نميشود يك نفر فتوا بدهد و ديگران از آن پيروي كنند، هر چند آن فرد قوي و دانا باشد...
- يكي از وظايف مهم كانونهاي دانشجويي، تعميق افكار است. سطحينگري جزء شوون تشكلهاي دانشجويي نيست. حضور متعهدانه، عالمانه و محققانه در سطحي كه از دانشجو انتظار ميرود از وظايف تشكلهاي دانشجويي است.دانشجویان باید رسالت خود را برای معرفی اسلام ناب، مبتنی بر معارف واقعی به خصوص "قرآن" و نه بر اساس برداشت ها و سلایق شخصی، به صورت عقلانی و بر پایه اعتدال و فارغ از هر گونه آلودگی جناحی و سیاسی ایفا کنند.
(دومين نشست سراسري كانونهاي دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور ، ۱۸/۹/۸۴)
این عبارات تصویر روشنی از جهان بینی هاشمی به دست می ده: خوش بینی به آینده، علم پرستی، بهره مندی هر چه بهتر از مادیات، امید به عقلانی و منطقی شدن تدین (در عین ناامیدی!)
در مورد این جهان بینی بخصوص «دیانت» هاشمی بعدا بیشتر توضیح می دم.
اكبر هاشمي رفسنجاني روز سهشنبه در "دومين كنفرانس بينالمللي مديريت كيفيت فراگير و تجارت جهاني" در سالن اجلاس سران تاكيد كرد: راه براي موفقيت ايران در عرصههاي بينالمللي باز است:« امروز ديگر نميتوان فقط در محدوده يك كشور توسعه پايدار و همهجانبه را در نظر گرفت. بايد افق جهاني را در نظر بگيريم و جهاني شدن، خواسته يا ناخواسته راه خود را طي ميكند و به تدريج حتي به روستاها نيز سرايت خواهد كرد.»
وي انفجار اطلاعات را عاملي براي پيشرفت سريع جهاني شدن دانست و گفت: «هر روز گام جديدي در اطلاعرساني برداشته ميشود و هيچ كشوري نميتواند خود را در مرزهايش محصور كند و ناچار است كه با همه كشورها تعامل داشته باشد و با دنيا ارتباط برقرار كند. مسالهاي كه ما با جهاني شدن داريم اين است كه جهاني كردن را كنترل كنيم؛ چون قدرتهايي هستند كه ميخواهند از اين حركت طبيعي تاريخ، سوء استفاده كنند و براي دنيا تصميم بگيرند.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام خاطرنشان كرد: چه بخواهيم و چه نخواهيم، "جهاني شدن" راه خود را طي ميكند و يك حركت طبيعي است كه هيچكس نميتواند آن را متوقف كند و در عصر حاضر نيز انفجار اطلاعات، جهاني شدن را به سرعت به پيش برده است.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: كار ما اين است كه اجازه دهيم جهاني شدن بصورت طبيعي و با حضور و تصميمسازي همه ملتها و به نفع همه صورت پذيرد و اين وظيفه همه ما است كه در مقابل تفكر "جهاني كردن" بايستيم. اگر در ايران در خصوص جهاني شدن بحث ميشود، براي رفع تحميلهاي اين راه است نه در مورد اصل جهاني شدن.
وي با اشاره به نزديكي صنعت و تجارت گفت: «صنعت يكي از ايستگاههاي مهم حركت تاريخي جهاني شدن است. بنابراين بايد در مورد صنعت و تجارت، ديدگاههاي جديدي ارائه كنيم، هرچند كه هنوز مقاومتها و انحصارهايي در اين راه وجود دارد.»
هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: «اگر رقابت و فرهنگ رقابت را بطور صحيح و شفاف در جامعه نهادينه و به مردم ارائه كنيم، گام بزرگي در تاريخ اين كشور برداشتهايم. البته بدون رقابت داخلي نميتوانيم رقيب خوبي در صحنه جهاني باشيم. كساني كه استعداد و امكانات دارند بايد بتوانند از ظرفيتهاي موجود كشور بطور مساوي بهرهگيري كنند. بايد جلوي رانتها گرفته شود تا عدالت در صحنه تلاش، توليد و توزيع حاكم و به بروز استعدادها و توسعه منجر شود. در اين شرايط، جامعه از مواهب زندگي عادلانه بهرهمند خواهد شد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه در سند چشمانداز 20 ساله نكات مهمي براي فراهم شدن زمينه رقابت در ميدان جهاني مطرح شده است، گفت: «ايران از ظرفيتها و امكانات فراواني براي حضور در ميدان رقابت جهاني برخوردار است. ايران از نظر طبيعي داراي امكاناتي كمنظير است و از نظر جغرافيايي موقعيتي ممتاز دارد. استعداد ايرانيها مورد اعتراف همه مراكز مطالعه توسعه انساني است و هيچ كس ايراني را به نداشتن استعداد و كمكاري متهم نميكند؛ چون هزاران سال تمدن در ژن ايرانيها نسل به نسل منتقل شده است.»
هاشمي رفسنجاني گفت: «ايران بيش از هر كشور ديگري از حوادث اطرافش بهره برده است؛ حتي دخالتهاي غربيها و آمريكا در افغانستان و عراق نيز در نهايت به سود ايران بوده است. به طوري كه خود آمريكاييها نسبت به اين واقعيت اعتراف ميكنند و اگر مديريت فعالتري داشتيم شايد بهرههايمان خيلي بيشتر از اين بود. با اين وجود امروز عراق و افغانستان ميتوانند مجراي تنفسي ما محسوب شوند.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه ايران در بحث انرژي كه مهمترين و حساسترين نياز امروز بشر است در محوريت قرار دارد، تصريح كرد: «طرح اول شدن ايران در منطقه شعار نيست، اما موانع جدي در اين راه وجود دارد و صنعتگران و بازرگانان بايد در اين ميدان حضور بيشتري داشته باشند.»
وي افزود: «نميتوانيم از صنعتگرمان بخواهيم در عرصه رقابت جهاني حضور داشته باشد اما براي او مقررات دست و پاگير وضع كنيم. بايد شرايط يك رقابت عادلانه را فراهم كنيم و دولت در اين زمينه نقش مهمي دارد تا با ايجاد يك حركت درست و سيستم پايدار، اين راه 20 ساله كه بناست به اندازه يك قرن پيش رود را بپيمايد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، انرژي را مهمترين مساله جهان امروز دانست و گفت: ايران در مركز جغرافياي انرژي منطقه قرار دارد و بهترين محل عبور خط لولههاي انتقال انرژي به نقاط مختلف دنيا است.
وی با تاكيد بر اينكه نظام وظيفه دارد زمينه لازم را براي تحقق اين امر (پيشرفت ايران) فراهم كند، اظهار داشت: اگر شما صنعتگران و تجار امروز در دنيا محدوديت داريد، مسووليت آن بر عهده نظام، دولت و مجلس است. متاسفانه در داخل كشور رقابت عادلانه نيست و شركتهاي بزرگ دولتي با سرمايههاي فراوان و توانايي جذب وامهاي كلان، مانع بزرگي بر سر راه فعاليت بخش خصوصي هستند.
وي تاكيد كرد: نظام بايد بستر رقابت سالم را براي صنعتگران و تجار فراهم سازد و با كاهش تعرفههاي بيمهاي و بانكي، راه فعاليت بخش خصوصي را هموار و براي بهبود وضعيت تلاش كند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: نميتوان از صنعتگر داخلي انتظار داشت كه با صنعتگران قدرتمند دنيا رقابت كند آن هم در وضعيتي كه بر سر راه فعاليت آنان، تفاوتها و موانع اساسي وجود دارد.
هاشمي رفسنجاني با انتقاد از اختصاص غيرهدفمند يارانهها، گفت: «يارانهها هميشه مفيد نيستند، بلكه اصل پرداخت يارانه براي آرام كردن اوضاع است. بايد در خصوص پرداخت يارانهها سياستگذاري دقيق و مناسبي انجام شود. در حقيقت يارانهها بايد رقابتساز باشند، نه رقابتسوز.»
وي در پايان اظهار داشت: «اگر مقدمات را درست فراهم كنيم، توان ورود به رقابت جهاني شدن را داريم و مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان سياستگذار و مسوول نظارت بر چشمانداز در اين مسير كمك خواهد كرد.» (ایسنا و ایرنا، ۱۵ آذر ۸۴)
*****
این توجه ویژه ش به ژن و ژنتیک ـ که چندمین باره ازش حرف می زنه ـ نشون می ده که در اعماق وجودش یه متریالیست درجه یکه!
درصد كمي از مردم تصميم ميگيرند در سرنوشت خود شريك شوند، اما انسانهاي آگاهتر كه انگيزه جدي براي آينده دارند، وقت ميگذارند، مطالعه ميكنند و هزينه مي كنند. كار تشكيلات و حزب اين است... اگر ما راه دمكراسي را پيش داريم و اگر قرار است جامعه با افكار عمومي اداره شود، با افراد متفرق نميتوان به نقطه مطلوب برنامهريزي شدهاي رسيد... درست است كه احزاب كوچك در راستاي اهداف خود عمل و رشد ميكنند، اما مديريت كل كشور، مسئله بسيار جدي است كه بايد در اين زمينه كارهاي حزبي بيشتري صورت گيرد. شايد برخي تصور كنند كه اين وظيفه حكومت است، اما وظيفه حكومت در اين است كه راه را باز بگذارد و مانع ايجاد نكند، تا اين جويبارها به هم بپيوندند و فضاي جامعه را تحت تاثير خود قرار دهند... اگر شرايط جهاني را بنگريم، حركت جهان به سمت دمكراسي و حكومت مردم بر مردم واقعيتر ميشود و هر چه انسانها آگاه تر ميشوند حق خود را بيشتر درك ميكنند... زماني كه افراد مطلع باشند، بيشتر در سرنوشت خود تاثير ميگذارند و براي تاثيرگذاري در سرنوشت خود فعاليت و مشاركت ميكنند. (ایرنا، ۲۶ آبان ۸۴)
بعد از انقلاب که حکومت "جمهوری" بر اساس انتخابات تشکیل شد ، هاشمی (با پشتگرمی بهشتی)سریش شد به امام ـ که مخالف تحزب بود ـ که اجازه بده حزب راه بندازه و شاید فکر می کرد که راضی کردن امام قدم آخره و دیگه ایران می شه مهد دموکراسی و ملت همه می رن تو کار حزب و فعالیت سیاسی و ... می شیم فرانسه!
زرشک پلو !!
اما به احتمال زیاد اگه اینا اون روز امام رو راضی نمی کردن الان از حزب «حرف زدن» هم یه چیزی تو مایه های کفر بود! به هر حال وصف العیش نصف العیش! کاچی به ز هیچی.
در مورد انتقادات اخیر هاشمی تحلیل های مختلفی مطرح می شه:
· یه عده می گن هاشمی خواسته انتقام انتخاباتو بگیره که این احمقانه ترین تحلیل می تونه باشه! هاشمی اصولا خیلی مغرورتر از این حرفا تشریف داره که بخواد از امثال احمدی نژاد انتقام بگیره.
· یه عده می گن بین سران نظام (مشخصا رهبری و هاشمی) اختلافات جدی به وجود اومده. اینم به نظر من درست نیست. هاشمی با رهبری درنمی افته اون هم در این شرایط. اتفاقا به نظر من کاملا برعکس، هاشمی بعد از انتخابات نهایت تلاش خودشو برای جلب اعتماد و همکاری رهبری به کار گرفته. به تصاویر نماز عید فطر نگاه کنین!
به نظر من هاشمی با شکستن سکوت و اعلام مواضع خودش و انتقاد از تندروی ها در یک فرصت مناسب:
· اولا خواسته از فضای جامعه و بخصوص مسوولان و دست اندرکاران نظام برای مهار دکتر و دار و دسته ش استفاده کنه.
· ثانیا به دنیا نشون بده حرفا و مواضع احمدی نژاد مواضع کل نظام نیست و به این ترتیب با هیاهوی تبلیغاتی اسراییل و امریکا که از حرفا و تندروی های احمدی نژاد گزک می گیرن برای تحت فشار قرار دادن ایران، مقابله کنه.
هاشمی و نزدیک ترین صحابه ش ، یعنی روحانی، امروز در همایش ائمه جمعه حرفایی زدن که خیلی خیلی تامل برانگیزه. گرچه مثل همیشه _ و برخلاف راستی ها و چپی ها _ لحنشون ملایم و غیرمستقیمه ولی همین که هاشمی (که به این راحتی ها انتقاد نمی کنه) به حرف اومده نشون می ده که اوضاع شدیدا خیطه که مجبور شده. یعنی عملیات زیرزمینی در جهت زدن مخ "مقامات" جواب نداده. و این که سیاست خارجی که تا قبل از این (بخصوص در 16 سال گذشته) دست هاشمی بود کاملا از کنترلش خارج شده. خلاصه این که فعلا شیشه عمرمون افتاده دست احمدی نژاد و لاریجانی و شمارش معکوس شروع شده.
زمامداران جمهوری اسلامی به سیاست نگاهی دینی دارن (غیر از اونایی که نگاه کاسبکارانه به هر دو یعنی هم به دین و هم به سیاست دارن!) مثلا اگه گفته های امام خمینی رو مرور کنین هدف غایی همیشه اسلامه. اصولا انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی هم به خاطر تحقق آرمان های اسلامیه از نظر امام. حتی اگه به حرفای خاتمی دقیق بشیم عمیقا و شدیدا ایدئولوژیکه. اصلاح طلب های خط امامی هم همین طور.یعنی اینا یه سری ارزش (در راس همه اسلام) دارن که همه چیز رو درجهت این ارزش ها تفسیر و تنظیم می کنن. ممکنه این ارزش ها در طول زمان تغییر کنن (مثل همین تغییری که خط امامی ها کردن و از چپی های اوایل و اواسط انقلاب، تبدیل شدن به "اصلاح طلب" های امروز) ولی رفتار و طرز برخوردشون با این ارزش ها همونه. به طور کلی می شه گفت از دید این افراد، "ارزش ها" هدف هستن.
هاشمی کاملا برعکسه.
از دیدگاه هاشمی، ارزش ها صرفا وسیله هستن برای هدفی که عبارته از "زندگی بهتر" یا "دنیای بهتر".
همین تفاوت دیدگاهه که هاشمی رودر مقایسه با گروه اول، زمینی، مادی، عقلانی، انعطاف پذیر و مصلحت گرا می کنه.
مثلا "مردم سالاری" رو به عنوان یه ارزش درنظر بگیرین. از دید اصلاح طلبا مردم سالاری هدفیه که به خاطرش باید هر بهایی رو پرداخت. اما همین مردم سالاری برای هاشمی تا جایی ارزشمنده که در جهت رفاه و آرامش جامعه باشه. هاشمی بر خلاف اونها، ارزش ها و ضدارزش ها رو به صورت مجرد نمی بینه بلکه در متن و با توجه به شرایط ارزیابی شون می کنه.
یه مثال جزئی تر: اون موقع ها که خاتمی وزیر ارشاد هاشمی بود با هم سر آزاد کردن یا نکردن ویدئو اختلاف داشتن. حدس بزنین به چه ترتیبی!
خاتمی می گفت ویدئو رو نباید آزاد کنیم، هاشمی می گفت باید آزاد کنیم.
حالا دلیل ها: خاتمی می گفت آزاد شدن ویدئو به بازار سینمای ایران لطمه می زنه؛ هاشمی میگفت مردم که در هر حال ویدئو می خرن، پس آزادش کنیم که قاچاق نخرن!
در مورد دین هم دیدش همین جوریه. در واقع به دین نگاه سیاسی داره؛ اسلام از نظر اون وسیله ایه برای :
1- هماهنگ کردن مردم کشور و منطقه
2- نهادینه کردن ارزش های اجتماعی _ سیاسی عامه مردم
در مصاحبه با مسئولان روزنامه انتخاب در10 آذر 1378می گه:
"... به نظر من سربازگيري جريانهاي غيرديني از فراريها از دست همين سختگيران است. يعني كساني كه در حقيقت سرباز و سرمايه اسلام هستند، ممكن است به خاطر اين برخوردهاي غيرمنطقي رميده شوند و وقتي كه رميده شوند، آنها صيدشان بكنند. معلوم نيست كه منطق آنها از منطق اسلام ناب بهتر باشد. آنها با قيد و بند كمتري، آنچه كه جوان ميپسندد، مطرح ميكنند…”
"معلوم نیست که بهتر باشد"... یعنی شاید هم بهتر باشد! نمی گه اسلام، چون اسلام تنها یا بهترین راهه. در واقع اهمیت اصلی اسلام از نظر اون به خاطر اینه که اکثریت مردم ایران مسلمونن و با استفاده از اون می تونن به هم وصل و یکپارچه و هماهنگ بشن.
طبق اسناد ساواک، در سخنرانی درباره حکومت در مسجد الجواد، سال 1350می گه:
"حکومت هایی که همچون ناپلئون مکتب ندارند ، بعد از از بین رفتن خودشان تمام زحماتی که کشیده اند از بین می رود. مثلا در ایران امیرکبیر با آن همه زحماتی که برای آزادی و فرهنگ و کوتاه نمودن دست استعمار کشید بعد از مرگش اوضاع استعمار به مراتب بدتر از اول شد، چون ایده و مکتب انسان سازی نداشت."
هاشمی با این حرفا نشون می ده دنبال اینه که از اسلام – به عنوان دین اکثریت مردم ایران – برای نهادینه کردن ارزش ها و اهداف اجتماعی و سیاسی مطلوب استفاده کنه. (البته این حرفا مال قبل از انقلابه که هنوز ایده حکومت دینی تو ایران آزمایش نشده بود. دلم می خواست بدونم حالا که هاشمی شخصا این تجربه رو از سر گذرونده هنوز همین نظرو داره یا نه.)
در کل می شه گفت آرمان هاشمی روی زمینه _ نه توی آسمونا!
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد كه عوامزدگي نبايد در دانشگاه رواج پيدا كند.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجتالاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني در دومين اجلاس شوراي مركزي دانشگاه آزاد اسلامي با بيان اين كه برخي در تاسيس دانشگاه آزاد اسلامي ابهام دارند و معتقدند كه همهي كارها را دولت بايد انجام دهد و كارهاي مردمي از اين نوع را نمي پسندند، گفت: اگر دانشگاه آزاد نبود يك ميليون و دويست هزار دانشجويي كه اكنون در آن تحصيل ميكنند و چند ميليون فارغالتحصيل، اكنون كجا بودند آيا ديپلمهي بيكار و يا آوارهي كشورهاي ديگر بودند؟ مطمئنا سرنوشت ديگري جز اين براي آنها نمي توان تصرور كرد.
وي افزود: دولت هزينههايي خرج مي كند تا پذيرش دانشجو صورت دهد، خيلي از امور دانشگاههاي دولتي در رقابت با دانشگاه آزاد اسلامي شكل گرفته است يعني اگر دانشگاه آزاد نبود آنها خيلي اقدامات را انجام نمي دادند.
هاشمي رفسنجاني در بخشي از اظهارات خود گفت: معتقديم كه راه تحصيلات عاليه بايد براي تمام افراد كشور باز شود چراكه كشور نيازمند افراد با سوادتر روشنگر و سازنده است و هدف از تكامل بشر نيز همين است.
وي محدود كردن مراحل تحصيلي را ظلمي به بشريت و توسعهي آن عنوان كرد و گفت: بزرگترين دانشگاه در دنيا از نظر كمي دانشگاه آزاد اسلامي است چراكه اين دانشگاه داراي ده ميليون متر مربع فضاي آموزشي و خدماتي. سيصد و سي واحد دانشگاهي و مركز آموزشي و ششصد مدرسه (سما) و مقولات مهم ديگري است كه در اختيار تحصيل دانشجويان قرار گرفته است و نمي توان به آساني از كنار آن گذشت.
وي با اشاره به اين كه دانشگاه آزاد متعلق به بيتالمال و مردم است، اظهار داشت: هيچ كس در زير آسمان دانشگاه آزاد منفعت شخصي ندارد و هر چه اين دانشگاه دارد از مال مردم و پول آنها به دست آمده است كه البته اساسنامهي دانشگاه نيز به گونهاي تنظيم شده است كه اين مجموعه از اختيار عموم بيرون نمي رود.
هاشمي رفسنجاني ياد آور شد: دانشگاه آزاد نمي خواهد در خدمت باند، فرد و يا حزب باشد بلكه تلاش مي كند كه خدمات بهتري را ارائه دهد.
وي با اعتقاد به اين كه تبعيضي بين دانشجويان دولتي و غيردولتي وجود دارد، افزود: امكانات دولت براي همهي نيازمندان تحصيلي كم است و به اين زوديها نيز قابل حل نيست، اما تبعيضها بايد كم شود كه در اين راستا راهكارهاي مختلفي مطرح مي شود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام به كمبود حقوق اعضاي هيات علمي و اساتيد اشاره كرد و افزود: حدود يك سال پيش اين بحث مطرح شد و دولت درصدد بود گام بزرگي براي آنها بردارد و اين موضوع در مجمع نيز مورد بررسي قرار گرفت، چراكه تامين نكردن هزينهي زندگي شخصيتهاي انسانساز فكر بدي است چراكه آنها نمي توانند با خاطر راحت به آموزش و تحقيق بپردازند.
وي در بخش ديگري از اظهارات خود به اخذ شهريهي بالا در دانشگاههايي كه منابع دولتي ندارند اشاره كرد و گفت: پرداخت اين شهريه كار دشواري بود كه در هيات امناي دانشگاه آزاد و مجمع آن را مطرح كرديم كه دكتر جاسبي و هيات امنا تدبيري براي آن انديشيدهاند تا هزينههاي دانشگاه به شهريه دانشجويان تحميل نشود. اين تدابير البته مختص دانشگاه آزاد نيست چون برخي از دانشگاههاي ارقام بزرگي از دانشجويان مي گيرند و دانشگاههاي غيرانتفاعي نيز با ارتباط با دانشگاههاي خارجي شهريههاي گزافي را به صورت ارزي دريافت مي كنند. كه بايد به فكر بود و كساني كه توان پرداخت اين شهريهها را ندارند استعدادهايشان زندهبه گور نشود.
وي با بيان اين كه كميتهاي در مجمع به اين موضوع رسيدگي مي كند، اظهار داشت: راهكاري ارائه شد كه بر طبق آن دولت به بانكها و مراكز پولي كشور تكليف كند تا وامهاي بي بهره يا كم بهره به دانشجويان يا دانشگاه آزاد بدهند و بازپرداخت آن نيز به زمان پس از تحصيل و يافتن اشتغال آنها موكول شود. و فعلا درستترين راه نيز اين است. مجلس نيز در سال گذشته مصوبهاي در اين مورد داشت اما هنوز مبلغي پرداخت نشده است است وي با اشاره به بحث انرژي از سيستم جوش هستهيي اشاره كرد و با بيان اين كه برخي كشورهاي پيشرفته به دنبال انحصاري كردن اين فناوري هستند از دانشگاه آزاد اسلامي خواست تا در توليد اين انرژي پيشگام باشد.
وي مسالهي كمبود آب شيرين را از معضلات جهان عنوان كرد و گفت: دانشگاه آزاد مي تواند با امكاناتي كه در اختيار دارد اين مشكل را حل كند.
وي افزود: سه چهارم كرهي زمين را آب دريا فراگرفته است كه تنها سه و چهار درصد آن نمك و املاح و بقيه آب است، پس بشر نبايد از توليد آب شيرين با قيمت ارزان عاجز باشد.
هاشمي رفسنجاني افزود: با ظرفيت بزرگ از انسانها نيازها و امكانات مالي مي توانيم اين مشكل را ابتدا در كشور خود و پس از آن در كشورهاي نيازمند حل كنيم كه پس از انجام آن مي توان گفت؛ اقدام تاريخي ارزشمندي صورت گرفته است. من آن را عملي مي دانم.
رييس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي خواستار جهانيتر شدن اين دانشگاه شد و گفت: بايد اقدامات خارج از كشور را تقويت و زبانهاي مختلف را آموزش دهيم كه البته برخي به اين موضوع حسادت مي كنند.
وي بر كيفيت تحصيلات در دانشگاه آزاد تاكيد كرد و گفت: دانشگاه آزاد از بعد كميت به حد اعلا رسيده است و خود مايليم كيفيت را توسعه دهيم و به خاطر آزادي عملي كه دانشگاه دارد كيفيت را از مراكز دولتي نيز جلوتر ببريم.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين رسالت مهم دانشگاه آزاد را به دليل اسم و ماهيت آن مسايل فرهنگي عنوان كرد و گفت: در مسايل فرهنگي به درست فكر كردن و درست عمل كردن احتياج داريم و عوام زدگي نبايد در اين دانشگاه رايج شود، البته بايد ملاحظات اجتماعي و فضا نيز مد نظر باشد.
وي تصريح كرد: دانشگاه آزاد به عنوان موتور حركت علمي جامعه بايد عالمانه عمل كند و اسلامشناسي در حد مطلوب در اين دانشگاه باشد
و بايد در اين دانشگاه مسايل فرهنگي با عقلانيت و واقعيتها طراحي و پيگيري شود. ضمن اين كه يك ميليون و دويست هزار دانشجوي دانشگاه مي توانند در اين راه موج آفريني كنند.
هاشمي در پايان تاكيد كرد: اسم اسلامي در دانشگاه آزاد براي اين است كه رسالت خود را فراموش نكند كه البته كارهاي انجام نداده بيش از كارهاي انجام داده است و براي امور انجام نداده كه بي پايان است بايد تلاشهاي جدي صورت گيرد.
فردا: گفته می شود در آخرین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، اکبر هاشمی رفسنجانی از سخنان بحث بر انگیز محمود احمدی نژاد درباره رژیم صهیونیستی انتقاد کرده است.
در ابتدای این جلسه، علی اکبر ناطق نوری که وی نیز از سخنان احمدی نژاد راضی نبوده، از علی لاریجانی خواسته است گزارشی از بازتابهای سخنان رئیس جمهوری ارائه کند.
هاشمی رفسنجانی هم در این جلسه گفته است: قبلا مصوبه ای داشتیم که مسئولان عالیرتبه این گونه صحبت نکنند، چرا این مصوبه در اختیار آقای احمدی نژاد قرار نگرفته است؟
خبرنگار فردا می گوید اشاره هاشمی به مصوبه ای بوده که در دهه هفتاد به تصویب رسیده و بر اساس آن قرار بوده مسئولین از بیان سخنانی که بازتاب منفی جهانی دارد خودداری کنند.
*****
آقا مثل این که میانه روی و ماله کشی این هاشمیه حرص تندروهای آمریکایی رو ــ که خواهان شدت عمل علیه ایران هستن و حرفای احمدی نژاد بهانه به دستشون داده بود ــ درآورده. اینو داشته باشین:
مقامات عالي رتبه امريکا امروز به کاندوليزا رايس وزير خارجه امريکا خواهند گفت که هنوز زمان ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت فرا نرسيده است...اين مقامات در عين حال به اظهارات "آشتي جويانه" هاشمي رفسنجاني که هفته گذشته در تهران ايراد شد، اشاره خواهند کرد. رفسنجاني اظهار داشت، ايران به جاي محو نام اسرائيل از نقشه جهان بايد از"حق" بازگشت فلسطينيان به اسرائيل حمايت کند و به آنها اجازه دهد با رأي گيري به مطلوب خود برسند. اما نه هاشمي رفسنجاني و نه روحانيون حاکم بر ايران حاضر نيستند اين آزادي را به هموطنان خود بدهند. اين مقامات تأکيد خواهند کرد که با توجه به سياست "معتدلانه" اي که ايران در پيش گرفته است، امريکا بايد "زمان بيشتري" به اتحاديه اروپا براي مذاکره با ايران بدهد.اما اين قبيل استدلال ها نه تنها اشتباه، بلکه خطرناک است...
ديدگاه هاي" معتدلانه" رفسنجاني در واقع اغراق آميز هستند. تحليلگران مسائل ايران به اشتباه رفسنجاني را فردي" ميانه رو" و" حامي غرب"، فردي که مي توان" با او کنار آمد"، جلوه داده اند. در واقع اين رفسنجاني بود که در سال ۱۹۸۶ برنامه سلاح هاي اتمي ايران را مجدداً آغاز کرد. او ميزبان کنفرانس فناوري هسته اي بود و شخصاً از دانشمندان هسته اي ايران که جلاي وطن گزيده بودند، دعوت کرد به ايران بازگردند. او همچنان سرسخت ترين حامي برنامه هسته اي ايران به شمار مي رود...
رفسنجاني در ۶ مارس در کنفرانس بين المللي فناوري هسته اي که در تهران برگزار شد اعلام کرد، ايران تحت هيچ شرايطي از فناوري هسته اي خود صرفنظر نخواهد کرد. وي افزود:"مسلماً ما نمي توانيم برنامه هسته اي خود را متوقف کنيم و آن را متوقف نخواهيم کرد. شما نمي توانيد فناوري را از کشوري که هم اکنون به آن دست يافته است، بگيريد."
مقاله واشنگتن تايمز در انتقاد از "تعلل" در برخورد با ايران، ۴ نوامبر
گزارش بی بی سی از هفته نامه اکونومیست:
زمانی که احمدی نژاد در نیویورک یکه تازی می کرد، هاشمی رفسنجانی در عربستان بدون سروصدا سعی می کرد به سعوديها اطمینان دهد که جمهوری اسلامی در پی ایجاد کشور شیعه تندرو در عراق نیست.لغو سفر از قبل برنامه ریزی شده وزیر امورخارجه دولت احمدی نژاد به عربستان سعودی، از ديد اکونوميست، نشانه موفقيت آقای هاشمی رفسنجانی در سفر به آن کشور است. اکونوميست پيش بينی کرده که تا قبل از جلسه بعدی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماه نوامبر، آقای هاشمی رفسنجانی آیت الله خامنه ای را ترغیب خواهد کرد تا مذاکره گر تندروی اتمی خود را مهار کند و مذاکره با طرفهای اروپايی را از سر گیرد.
****
این یه مصاحبه جالب با کرباسچیه که من قبلا نخونده بودم. یه جاش درباره هاشمی گفته:
نه تنها در این نظام، بلكه حتی قبل از انقلاب هم، كشور روی ایشان حساب میكرد ــ چه نیروهایی كه در قدرت بودند و چه نیروهای مبارز...
یعنی قضیه ش چیه؟؟ فکر کنم یه جورایی از دهنش دررفته... به هر حال مطمئنا هاشمی هرگز در این باره توضیح نداده و نمی ده... ولی خیلی دلم می خواست بدونم!
****
اینم در جریان کاوش های باستان شناسی امروز کشف شد:
علیزاده ،رئیس دادگستری كل استان تهران، در پاسخ به این سوال كه «آیا تاكنون شكایتی از سوی هاشمی رفسنجانی به دادگستری تهران ارایه شده است یا خیر؟» گفت: تاكنون شكایتی از سوی هاشمی به ما ارجاع نشده است و این مشكل ما را زیاد كرده است، البته از سوی ستاد ایشان شكایتهایی به ما رسیده است. صحبت هاشمی این است كه اگر قوه قضاییه رسیدگی به تخریب شخصیت خود را عمومی میداند، پیگیری كند، اما بنده هیچ شكایتی نخواهم كرد (.مشروح)
****
سایت اولترا راست شریف نیوز در مقاله ای معترضانه به روی خوش نشون دادن غربی ها به نامزدی هاشمی که در زمان انتخابات منتشر کرده می گه:
تحلیلگر روزنامه فایننشال تایمز به نقل از یكی از مقامات نزدیك به رییسجمهور سابق كه نامش را فاش نكرد، میافزاید: رفسنجانی احساس میكند كه جریان تندرو و اصولگرا در ایران در حال به دست آوردن قدرت زیادی است و حساسیتهای سوسیالیستی این طیف در تصمیمگیریهای اقتصادی و تمایل آنها به درگیر شدن با جامعه بینالملل او را نگران كرده است. به گفته این مقام نزدیك به هاشمی، طیف اصولگرا و تندرو در ایران میتوانند به اندازه دشمنان خارجی به كشور خسارت وارد كنند.
این گزارش میافزاید: برعكس محافظهكاران، هاشمیرفسنجانی در خصوص مسائل اجتماعی، فردی واقعگرا محسوب میشود زیرا وی نخستین كسی بود كه فرایند آزادی نوع پوشش زنان را آغاز كرد و فعالیتهای فرهنگی را افزایش داد كه این تلاشها بعدها در دوره خاتمی به شكوفایی رسید.
(من آبی نکردم ها! خود شریف نیوز آبی کرده)
درکل نکات جالب زیادی توی این گزارش هست.
سپردن پرونده هسته ای به هاشمی؟!
مهر: محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس هفتم روز گذشته در حاشيه جلسه علنى مجلس در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالى مبنى بر واگذارى مسئوليت پرونده هسته اى ايران به مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: موضوعات نبايد با هم خلط شوند. در دولت قبلى مسئوليت تيم مذاكره كننده از سوى مقام معظم رهبرى و رئيس جمهورى به آقاى روحانى دبير شوراى عالى امنيت ملى سپرده شده بود و حالا ممكن است در دولت جديد اين مسئوليت به هر شخص حقيقى ديگرى واگذار شود.باهنر افزود: ممكن است مسئوليت پيگيرى مسئله هسته اى به آقاى هاشمى رفسنجانى سپرده شود، اما از آنجا كه در حيطه وظايف و اختيارات مجمع تشخيص مصلحت نظام نيست، به اين مجمع واگذار نخواهد شد.
(به روایت ابراهیم نبوی: محمدرضا باهنر یهودای اصولگرایان در کمال شگفتی اعلام کرد: « واگذاری مسوولیت مذاکرات هسته ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ممکن نیست.» آگاهان در حالی که با بدجنسی سرشان را تکان می دادند تاکید کردند: داداش! بی خیال، ممکن است، به جان خودت ممکن است.)
*****
لینک: رايس، رئيس مجمع تشخيص بوش
*****
فرمایش های جدید آقای مصباح:
-
متأسفانه بعضيها... به جاي اسلام در شعارها، توسعه و به جاي ارزشهاي اسلامي مفهوم مبهم معنويت را مطرح ميكنند... انقلاب واقع شد براي اينكه احكام اسلام اجرا شود... (مشروح)
-
پرتو سخن در صفحه نخست خود با اشاره به حكم انتصاب خاتمي به عنوان عضو شوراي عالي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع، خطاب به اكبر هاشميرفسنجاني نوشت: شايسته است رييس مجمع تشخيص مصلحت در اينباره تامل بيشتري كرده ، سپس تصميم بگيرد كه چنين شخصي در حساسترين بخش مجمع چه خدمتي ميتواند ارايه كند... هاشمي رفسنجاني روز پيش از ثبت نام براي انتخابات رياست جمهوري نهم طي اظهاراتي بر توسعه اقتصادي و سياسي در دوران ۱۶ساله خود و خاتمي مهر تاييد زد و گفت كه "تداوم آن ميتواند توان ملي كشور را در همه زمينهها افزون و معضل بيكاري را حل نمايد." جملات مذكور نشان ميدهد كه انتخاب خاتمي براي مركز استراتژيك ، حساب شده و در جهت اهداف مشترك هر دو (هاشمي رفسنجاني و خاتمي) صورت گرفته است. (مشروح)
*****

دو تا مطلب از ابراهیم نبوی:
جمهوری چهارم
با توجه به اینکه اصولا ایران یک کشور بزرگ با یک تاریخ غنی است و ما هر چند سالی باید یک بار به یکی از سلسله های تاریخی توجه کنیم، لذا آخرین پیشرفت در کشف جمهوری چهارم: جمهوری احمدی نژاد، اعلام میشود
از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰، جمهوری اشکانیان، در این دوره مردم همیشه اشک می ریختند.
از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸، جمهوری صفویان، دوره میرحسین موسوی، در این دوره مردم همیشه توی صف بودند.
از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۸۴، دوره هاشمی و خاتمی، دوره سامانیان، در این دوره همه به سر و سامانی رسیدند.
از سال ۱۳۸۴ به بعد..، دوره احمدی نژاد، دوره آل بویه، در این دوره بوی قضایا در آمد و اصولا همه چیز بودار شد.
*****۲. آب افتاد دست یزید
احمدی نژاد فعلا یک لنگی پشت در ایستاده است. بعد از یک دوره شلوغ بازی و اظهارات عدیده در باب مسائل نامربوطه، بالاخره هاشمی اوضاع را در دست گرفت و به قول برادران عزیز«آب افتاد دست یزید»، فعلا شورای تشخیص مشغول نظارت بر ایتام، سرپرستی صغار، رسیدگی به ابن السبیل و از راه ماندگان و بدون ویزاها، باجناق ها و برادران اهل عمل و انواع مهرورزان و عدالت گستران است. بعد از یکی دو حمله نسبتا تند از سوی نمایندگان مجلس هفتم که اول فکر می کردند دارند به هاشمی حمله می کنند و بعد متوجه شدند که دارند به آیت الله خامنه ای حمله می کنند، این نمایندگان متهم به از دست دادن حالت ذوب در ولایت شده و سیاست سکوت را در پیش گرفتند. حداد عادل، مردی که در طول یک روز می تواند از بیست موضع متضاد دفاع کند، بدون این که مشکلی پیدا برايش پيدا شود، از مصوبه اخیر مجمع تشخیص نظام دفاع کرد و در حین دفاع هم به نظر خیلی خوشحال می رسید، البته این اولین بار بود که حدادعادل بدون اینکه شعری بخواند در مورد چیزی حرف زد. همزمان با این موضوع سید محمد خاتمی که چندی پیش حکم عضویت در شورای تشخیص را که از سوی رهبری به او داده شده بود، رد کرده بود، حکم هاشمی رفسنجانی را به عنوان عضو شورای عالی مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پذیرفت. فعلا شورای عالی شامل هاشمی، روحانی و خاتمی است.
مشکل غیرمترقبه: اکبر اعلمی؛ معروف به «ترک بی دلیل» افزایش اختیارات مجمع تشخیص را مخالف قانون اساسی دانست. بعضی آگاهان مخالفت اعلمی را ناشی از دوستی وی با قانون دانستند، اما ناظران توضیح دادند که علت این موضوع دشمنی با هاشمی است.
در راستای آیین نامه جدید مجمع تشخیص - کاریکاتور از نیک آهنگ کوثر
فعلا هاشمی مشغول زدن مخ سفیرهای اروپاییه بلکه این گندی که بالا اومده یه جوری ماست مالی کنه. دیروز سفیر سوییس، امروز سفیر فنلاند.
دیروز به سفیر سوییس گفت: سياست خارجي ايران ثباتي اصولي دارد و اركان قدرت در ايران در همين چارچوب حركت ميكنند. (ترجمه سلیس فارسی: رجزخونی دوستان رو جدی نگیرین، کاره ای نیستن)
جمله کلیدی گزارش این دیدار هم به نظر من این بود:
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام حمايتهاي جمهوري اسلامي ايران از مردم فلسطين و لبنان را حمايتهاي معنوي و انساني عنوان كرد...
امروز به سفیر فنلاند گفته: "طرفهاي مقابل ايران در مقابل حسن نيت ما واكنش مطلوبي از خود نشان ندادند و همين موضوع كار را امروز پيچيده كرده است." که ترجمه روان فارسیش می شه: قدر ما (تیم مذاکره کننده قبلی) رو ندونستن حالا گیر اینا افتادن!
هاشمی در دیدار با جمعي از روحانيون و وعاظ استان تهران گفت:
همياري و همفكري همهي سليقهها و افكار موجود در جامعه با يكديگر و پشتيباني همهي مردم در شرايط حساس فعلي ميتواند راهگشاي امور باشد... تدبير، عقل، صبر و ديپلماسي فعال و قوي ميتواند حقوق مردم كشورمان را در اين زمينه (قضیه هسته ای) تضمين كند.
اصولا خیلی خیلی خیلی بعیده که هاشمی تو این هیری ویری، محض زیارت پاشه بره عربستان! چه می دونم! شایدم دیده تحمل ضایع بازی های دولت جدید رو نداره رفته یه هوایی به مخش بخوره.
***
و چند تا مطلب تاخیری:
- عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران، بانی روزنامه شرق و همون طور که می دونین از نزدیکان شدید! هاشمی چند روز پیش در مصاحبه با ایسنا:
با اشاره به آنچه موضع از پيش مشخصشدهي هاشمي رفسنجاني در ارتباط با شكلگيري اين جبهه ميناميد گفت: هاشمي رفسنجاني از ابتدا قرار نبوده كه شكلدهي اين جبهه را به عهده داشته باشد، بلكه مبناي نظر ايشان اين بوده كه چنانچه يك مجموعه گروههاي خط اعتدالي دور هم جمع شوند و در قالب يك جبهه كار سياسي كنند خواهد پذيرفت هدايت اين جبهه را بر عهده داشته باشد.
عطريانفر با بيان اينكه در همين حد توجه و تمايل هاشمي براي تشكيل چنين جبههاي براي ما قابل توجه و ارزشمند است، اضافه كرد: حمايت هاشمي رفسنجاني از جبههي اعتدال با توجه به جايگاه و سابقهي ايشان براي جبهه فرصت مغتنمي است.
وی با بيان اينكه انتظار داشتن از هاشمي براي كار عملياتي كردن در جبههي اعتدال دور از شأن ايشان است، در پايان به خبرنگار ايسنا، گفت: هاشمي رفسنجاني در صورت تشكيل جبههي اعتدال بيشتر نقش حامي و هدايتكننده را دارد.
-
گزارش تلویزیونی اجلاس مجلس خبرگان رو دیده بودین یا نه؟ قیافه پکر و شاکی مصباح نظر منو خیلی جلب کرد اون موقع. چند روز بعد هم ارگان ایشون یعنی نشریه پرتو سخن با انتقاد شدید از بعضی حرفای رد و بدل شده و بخصوص دعوت از خاتمی توسط هیات ریسه (در واقع هاشمی) و رفتن اعضا به دفتر هاشمی بعد از اجلاس سعی کرد یه حالی از نمایندههای هاشمیزدهی مجلس خبرگان بگیره...


