تبليغاتX
:: عالیجناب سرخ پوش ::
:: عالیجناب سرخ پوش ::
در مورد هاشمی رفسنجانی و غیره!
نگارش در تاريخ جمعه چهارم دی 1388

مرکز اسناد انقلاب اسلامی با مدیریت روح الله حسینیان این مطلب را با عنوان "هاشمی از اول بریده بود" منتشر کرده : خاطره‌ی ری‌شهری از جریانات منجر به عزل آقای منتظری و موضع هاشمی رفسنجانی

 

مهدی هاشمی (مسئول واحد نهضتهای سپاه پاسداران) كه برادرش داماد آقای منتظری است، به جرم گردآوری سلاح، ترور، آشوب و اقدام علیه امنیت كشور از سوی وزارت اطلاعات تحت تعقیب قرار میگیرد. آقای منتظری كه در آن زمان قائم مقام رهبری است، به شدت از وی حمایت میكند؛ اما امام بر پیگیری مساله پافشاری میكند و مهدی هاشمی در نهایت اعدام میشود. برخورد تند آقای منتظری با این جریان، به عزل وی از قائم مقامی رهبری منجر میشود.

 آقای ری شهری كه در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است میگوید: در جریان مهدی هاشمی، هنگامی كه وزارت اطلاعات با جدیت آن موضوع را پیگیری میكرد، روزی آقای هاشمی رفسنجانی از باب خیرخواهی به اینجانب گفت: «چه‌بسا امشب امام از دنیا برود و فردا آقای منتظری رهبر باشد؛ در آن صورت تو نمی‌توانی در داخل ایران زندگی كنی. بنا بر این،‌ مصلحت نیست موضوع مهدی هاشمی را اینطور دنبال كنی»...  آقای منتظری در ماجرای بازجویی از دامادش (هادی هاشمی)، با یكی از سران قوا (هاشمی رفسنجانی) تماس میگیرد و درخواست میكند كه به علت رعایت احترام، بازجویی از وی در منزلش انجام شود. هاشمی، یكی دیگر از سران قوه را واسطه گفتگو با آقای ری‌شهری میكند. واسطه دوم به آقای ری‌شهری می‌گوید:

«آقای هاشمی می‌گوید آقای منتظری جوری با من صحبت كرد كه من بریدم. حالا شما خیلی فشار نیاورید». در پاسخ عرض كردم كه «ایشان از اول هم بریده بود؛ زیرا آقای هاشمی از ابتدا با برخورد با جریان مهدی هاشمی مخالف بود»... با دفتر امام تماس گرفتم و جریان پیغام آقای منتظری و نظر دو تن از سران قوا را گفتم و كسب تكلیف كردم. پاسخ این بود كه «امام فرمودند همانطور كه اطلاعات می‌گوید عمل شود». (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 196)

آدرس صفحه ی مورد اشاره:

 irdc.ir/fa/content/7111/default.aspx

نگارش در تاريخ جمعه چهارم دی 1388
«چه کم‌تجربه است آن‌کس که گمان می‌کند نشان‌دادن عقل و هوش موجب محبوبیت در جامعه می‌شود! برعکس، این دو خصوصیت نزد اکثریت غالب مردم خشم و نفرت ایجاد می‌کند. هر اندازه که نتوانند این خشم و نفرت را ابراز کنند و حتی آن را از خود هم پنهان کنند، این احساس شدیدتر است. آن‌چه در واقع می‌گذرد این است:
وقتی کسی برتری فکری مخاطب خود را درک و احساس می‌کند، در نهان و بی‌آنکه خود بداند، نتیجه می‌گیرد که مخاطب نیز به همان اندازه، حقارت و محدودبودن او را درک و احساس می‌کند. این قیاس ضمیر تلخ‌ترین نوع نفرت و خشم و کینه را در او تحریک می‌کند.»

در باب حکمت زندگی، نوشته ی آرتور شوپنهاور

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هشتم آذر 1388
صادق زیباکلام در ضمیمه ی امروز روزنامه‌ی اعتماد یادداشت جالبی نوشته در توضیح این که قدرت هاشمی از کجا میاد و اینا. تقریبا با تمام این نوشته موافقم به جز پاراگراف آخر که حس می‌کنم زیباکلام برای این که به قضاوت یک‌طرفه متهم نشه خودش رو ملزم کرده یک چنین موخره‌ای رو به نوشته‌ش اضافه کنه! که خب متاسفانه این پاراگراف سطحی‌نگرانه نوشته شده و خیلی کلی و لنگ در هواست.  با توجه به ناپایداری وب‌سایت روزنامه‌ها که باعث ناقص شدن خیلی از پست‌های این وبلاگ شده از این بعد مطالب مهم رو به طور کامل در وبلاگ کپی می‌کنم. روی لینک زیر کلیک کنید.
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388
هاشمی در جواب جمعی از حضار كه اجازه جواب به اظهارات اهانت آمیز آقایان یزدی و حسینیان و زیارتی (حمید روحانی) را خواستند، گفت: سالهاست كه جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است و ارسال سلام.

آیه ی قرآن :
" و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما " یعنی "کسانی هستند که وقتی جاهلین آنها را مورد خطاب قرار میدهند در پاسخ میگویند سلام"!

*کشف نکته ی تستی از کاربران سایت بالاترین

نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم آذر 1388
یک نکته ی جالبی که مدتیه راجع به هاشمی فهمیدم اینه که اصولگراها هاشمی رو خیلی بهتر از اصلاح طلبا می شناسن! اونا خیلی خوب می دونن که هاشمی چه کرد و چه داره می کنه. دقیق ترین و کلیدی ترین نکات درباره ی اندیشه و عملکرد هاشمی رو می تونید در گفته های انتقادی اصولگرایان و علی الخصوص اصولگرایان تندرو پیدا کنید.

نمونه ش، سخنان اخیر صفار هرندی:

در دنياي امروز به گونه‌اي بر روي اذهان مردم كار مي‌كنند تا پيام مبناي جنگ از طريق خود مردم مطرح شود و اين مصيبت بزرگي است كه ما با آن مواجه هستيم. اين مصيبت ابتدا از آموزش و پرورش شروع مي‌شود و در دستگاه آموزش عالي و رسانه‌ها و مطبوعات ادامه پيدا مي‌كند...
جنگ نرم از ابتداي سال 70 و با پايان يافتن جنگ تحميلي شروع شد. بعد از جنگ، ايران حدود 100 ميليارد دلار خسارت ديده بود و منابعي براي جبران وجود نداشت و در دوران سازندگي مجبور شديم از جهان و كشورهايي كه روزي با آن جنگ كرديم كمك بگيريم... در سال 70 عده‌اي از مسوولان وقت به كشورهاي اروپايي و آمريكايي سفر كرده و از ايرانيان مقيم خواستار كمك براي سازندگي ايران و سرمايه‌گذاري در كشور شدند كه اين موضوع زمينه‌ساز شكاف در كشور شد...روزي در جلسه هيات‌دولت يكي از مسوولان از بي‌حجابي خانم‌ها در ايران گلايه كرد كه در پاسخ رئيس‌جمهور [هاشمی] با خنده‌اي گفت كه بگذاريد اينها راحت باشند تا در كشور سرمايه‌گذاري كنند.


در حوزه فرهنگ هم عده‌اي قصد ايجاد شرايط جديد با گسترش فرهنگسراها به عنوان جايگزين كانون جوانان رژيم پهلوي و ايجاد روزنامه همشهري داشتند.
روزنامه همشهري با هدف تغيير ذائقه مردم به شهروند حقوقمدار و مطالبه‌گر ايجاد شد تا سرآغازي در فعاليت‌هاي جنگ نرم در حوزه فرهنگي باشد.

متاسفانه در همان زمان افرادي كه روزي ضدانقلاب بودند به آرامي به ايران بازگشتند و حتي آقاي مهاجراني مديرمسوول روزنامه شاهپور در زمان رژيم پهلوي به دعوت معاون حقوقي رئيس‌جمهور وقت به ايران بازگشت...



نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم آذر 1388
ایلنا ـ علی مطهري از تز افراطيون مبني بر حذف هاشمي از انقلاب خبر داد و افزود: به نظر مي‌رسد افراطيون به جاي اجراي عدالت و ترميم دلخوري‌هاي گذشته، قصد عذرخواهي ندارد و در قالب پروژه‌اي به دنبال حذف هاشمي از عرصه انقلاب اسلامی هستند.

مطهري در پاسخ به اينكه آيا افراطيون تنها پروژه حذف هاشمي را در دستور كار خود دارند يا اينكه به دنبال حذف چهره‌هاي ديگري نيز هستند؟ اظهار داشت: دولت، هاشمي را در راس مخالفان خود و صاحب قدرت مي‌داند، به همين دليل معتقد است اگر هاشمي را حذف كند راه براي جولان دادنش باز مي‌شود، مضاف بر اينكه به اين ترتيب كسان ديگري كه زير سايه هاشمي هستند، خودبه‌خود تضعيف مي‌شوند.

مطهری با بيان اينكه دستان هاشمي نيز براي برخورد با آنها بسته نيست و متقابلا اقداماتي خواهد داشت، افزود: در نتيجه همين كش و واكش‌هاست كه اين فتنه خاموش نمي‌شود.

نگارش در تاريخ جمعه بیستم آذر 1388

این روزا این قدر نکته هست درباره ی هاشمی که آدم نمی دونه کدومش رو بنویسه! اینه که این وبلاگ رو نتونستم به روز کنم! اما خب به هر حال باید از یک جایی شروع کرد.

داغ ترین مساله ی روز قطعا حملات تند وزیر اطلاعاته بعد از اون حرفای توفانی مشهد.

جریان چیه؟

ظاهرا دارن راه های مختلف رو برای مهار هاشمی امتحان می کنن! خواهش (دیدار تعدادی از نمایندگان و اعضای مجمع با هاشمی)، تهدید (به دستگیری فرزندان)، اخطار (بعضی از صحبتای رهبری درباره ی نخبگان)، پاچه گیری (یزدی)، دلجویی (سخنرانی های مختلف رهبری و نمایندگان و بعضی شخصیت های طرفدار دولت مثل علم الهدی)، حمله (حرف های جعفری و همین مصلحی و بقیه ی سپاهی ها) و...

و خب بنده در همین جا به این دوستان و به شما عزیزان اطمینان خاطر میدم که هیچ کدوم از این اقدامات کوچکترین تاثیری در موضعگیری هاشمی نخواهد داشت! هاشمی یک میلی متر از مواضعی که در نماز جمعه ی ۲۶ تیر اعلام کرد عقب نخواهد نشست.

اما آیا موفق به حذف هاشمی خواهند شد؟

اصولا اگر چنین امکانی براشون مهیا بود این قدر دست و پا نمی زدن. این که میگن هاشمی "ستون انقلابه"، تعارف نیست! هاشمی مرکز اتصال تمام گروه ها و نهادها و ارزش هایی هست که جمهوری اسلامی با تکیه بر اون ها بنا شده. حذف هاشمی به سرعت باعث از هم پاشی این شیرازه خواهد شد. اون چه بعد از حذف هاشمی از این نظام باقی می مونه هر چیزی می تونه باشه اما قطعا دیگه "جمهوری اسلامی" نیست! حذف هاشمی یعنی حذف آخرین امید مردم برای اصلاحات و بازگشت تعادل نسبی. یعنی دستگیری میرحسین موسوی. یعنی طغیان بی محابای معترضین و درگیری های به شدت خونین.

حذف هاشمی یعنی حذف آخرین حلقه اتصال نظام با "نهاد" روحانیت. یعنی نظامیان و روحانیان (یا دست کم بخش عمده ی روحانیان) تمام قد در برابر هم. و در این صورت "ولایت فقیه" چه موقعیتی پیدا می کنه؟ و در کجا قرار می گیره؟

اصولا هاشمی چنان در تمام ارکان این نظام، ریشه دوونده که حیات نظام به حیات سیاسی او گره خورده. یکی از طرفداران همین گروه های تندرو در یک وبلاگی پای مطلبی در مورد هاشمی کامنت گذاشته بود که: "هاشمی مثل عضو چرکینی است که روی دست نظام مانده. نه خوب [یعنی همراه] میشود و نه میشود قطعش کرد"!

به نظر من این واقعیات چیزهایی نیستن که خود این حمله کنندگان یا خط دهندگان اصلی اونها ازش بی اطلاع باشن. پس این سر و صداها برای چیه؟

یک نکته ی کلیدی در سخنان مشهد هاشمی هست که دلیل این برآشفتگی و عکس العمل تند اردوگاه مقابل هاشمی رو نشون می ده:

"مشکلي که من امروز خيلي از آن غصه مي خورم اين است که هم دولت و هم برخي از مبلغان خام حرف هايي مي زنند و همه را به پاي رهبري مي گذارند. دولت مي گويد زنداني ها کار ما نيست، سپاه هم مي گويد ما فرمانبرداريم، اما فرمان را آن جور که مي خواهند مي برند نه آن جور که رهبری مي خواهد. يک بار با رهبري بوديم که خبر رسيد شخصي را زنداني کردند که ایشان در واکنش به اين اقدام به من گفتند ماموران ما اگر خودشان يک روز هم به زندان مي رفتند اين گونه عمل نمي کردند."

این حرف رو اگر کنار سخنان چند روز پیش رهبری بگذاریم که تلویحا از هاشمی حمایت کرده بود میشه نزدیکتر شدن رهبری و هاشمی یا دست کم نگرانی سپاهیان از این نزدیک شدن رو نتیجه گرفت.

 

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
مصباح يزدي در ديدار جمعي از مسئولان مركز بررسي جرائم سازمانيافته سپاه و دستاندركاران پروژه گرداب:

يكي از شاهكارهايي كه متأسفانه برخي از اشخاص ضعيف‌النفس كه مسئوليت‌هاي بزرگي را هم برعهده داشتند [و اول اسم‌شان هاشمی است] انجام دادند، اين بود كه وانمود مي‌كردند براي اينكه اقتصاد ما پيشرفت كند چاره‌اي نداريم جز اينكه نسخه اقتصاد غربي را پياده كنيم. مي‌گفتند رئيس بانك مركزي ما بايد تحصيل‌كرده آمريكا باشد، وزير اقتصادمان بايد تحصيل‌كرده فرانسه باشد. در غير اين صورت ما پيشرفت نمي‌كنيم. دنياي غرب اقتصادش را با علم پيش مي‌برد، ما اگر آن علم را نداشته باشيم و نپذيريم، عقب مي‌مانيم. حالا وقت آن رسيده كه بگوييم كجا رفتند اين عالمان اقتصادي كه فكري براي اقتصاد آمريكا بكنند؟ كجا رفت اين نظريه‌‌هاي اقتصادي؟ اگر علم غربي‌ها يك داروي شفابخش براي اقتصاد عالم بود، پس چرا خودشان نمي‌توانند از اين داروي شفابخش در اقتصادشان استفاده كنند؟ الآن فرصت بسيار خوبي است. در مورد مسائل اجتماعي و... بايد گفت اين آلودگي‌ها و مسائل انحرافي تمدن كشور شماست... جمله‌اي هست كه هميشه خدمت دوستان عرض مي‌كنم آن هم اين است كه خداي جبهه با خداي دانشگاه، با خداي حوزه، با خداي بازار يكي است. اگر در جبهه خدا چنين پيروزي‌هايي نصيب ما كرد آن خدا جاي ديگري نرفته، در بازار ما هم هست و مي‌تواند اقتصاد ما را درست كند به شرطي كه ما همان روحيه جبهه‌اي را پيدا كنيم. +


نتیجه اخلاقی: هر چه می کشیم از دست هاشمی می کشیم که پای علم رو به جمهوری اسلامی باز کرد!

نگارش در تاريخ یکشنبه چهارم دی 1384
  • حجاریان چند وقت پیش تو یه مصاحبه گفته بود: «از طریق هم حزبی هایم به گوش هاشمی رساندم که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکند چون ضربه می خورد ولی او گوش نکرد» که  ـ با توجه به عملکرد حجاریان و دوستانش در جریان انتخابات مجلس ششم و همین ریاست جمهوری تا قبل از دور دوم ـ ترجمه روانش می شه: «به گوش هاشمی رساندم که در انتخابات شرکت نکند چون مثل دفعه قبل حالش را می گیریم ولی او گوش نکرد»

 

  • همین پیش پای شما کاشف به عمل اومد هاشمی برای مراسم خاکسپاری مرتضی ممیز (گرافیست) پیام تسلیت فرستاده بوده و مهدی شون هم در مراسم شرکت داشته... اصلا فکر نمی کردم تو این فازها تشریف داشته باشن!
  • تيمورعلي عسگري در خصوص اين كه نمايندگان حامي هاشمي تا چه اندازه در دادن عدم رأي اعتماد به وزاري نفت موثر بوده اند به ايرانيوز گفته: حاميان هاشمي رفسنجاني هميشه از يك اعتدال در برخورد با دولت احمدي‌نژاد برخوردار بوده اند. اين اعضاي آبادگران بوده‌اند كه بيشترين نقد را در خصوص دولت و وزراي معرفي شده داشته‌اند. طرفداران آقاي هاشمي حتی در موارد متعددي به تعديل آبادگران و انتقادات آنها در خصوص دولت پرداخته‌اند.

 

  • همین تیمور خان مذکور در رابطه با احتمال تشكيل فراكسيوني از نمايندگان حامي هاشمي رفسنجاني گفته: بعضي از دوستان اقليت تلاش كردند فراكسيوني را با عنوان اعتدال تشكيل دهند اما ما كه اصولگرا بوديم ترجيح داديم در داخل مجموعه اكثريت بمانيم. چون آقاي هاشمي در مجلس مورد احترام هستند و مصلحت نبود به نام ايشان فراكسيون تشكيل شود.

 

  • در پی شایعات مبتنی بر قرار و مدار آمریکا با ترکیه و چند کشور دیگه جهت جلب همکاری های لازم برای حمله به ایران اسلامی امروز هاشمی با سفیر ترکیه یه صوبتایی کرد.

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1384

 سپردن پرونده هسته ای به هاشمی؟!

مهر: محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس هفتم روز گذشته در حاشيه جلسه علنى مجلس در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالى مبنى بر واگذارى مسئوليت پرونده هسته اى ايران به مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: موضوعات نبايد با هم خلط شوند. در دولت قبلى مسئوليت تيم مذاكره كننده از سوى مقام معظم رهبرى و رئيس جمهورى به آقاى روحانى دبير شوراى عالى امنيت ملى سپرده شده بود و حالا ممكن است در دولت جديد اين مسئوليت به هر شخص حقيقى ديگرى واگذار شود.باهنر افزود: ممكن است مسئوليت پيگيرى مسئله هسته اى به آقاى هاشمى رفسنجانى سپرده شود، اما از آنجا كه در حيطه وظايف و اختيارات مجمع تشخيص مصلحت نظام نيست، به اين مجمع واگذار نخواهد شد.

(به روایت ابراهیم نبوی: محمدرضا باهنر یهودای اصولگرایان در کمال شگفتی اعلام کرد: « واگذاری مسوولیت مذاکرات هسته ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ممکن نیست.» آگاهان در حالی که با بدجنسی سرشان را تکان می دادند تاکید کردند: داداش! بی خیال، ممکن است، به جان خودت ممکن است.)

*****

لینک: رايس، رئيس مجمع تشخيص بوش

*****

فرمایش های جدید آقای مصباح:

  • متأسفانه بعضي‏ها... به جاي اسلام در شعارها، توسعه و به جاي ارزش‏هاي اسلامي مفهوم مبهم معنويت را مطرح مي‏كنند... انقلاب واقع شد براي اينكه احكام اسلام اجرا شود... (مشروح)
  • پرتو سخن در صفحه نخست خود با اشاره به حكم انتصاب خاتمي به عنوان عضو شوراي عالي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع، خطاب به اكبر هاشمي‌رفسنجاني نوشت: شايسته است رييس مجمع تشخيص مصلحت در اين‌باره تامل بيشتري كرده ، سپس تصميم بگيرد كه چنين شخصي در حساس‌ترين بخش مجمع چه خدمتي مي‌تواند ارايه كند... هاشمي رفسنجاني روز پيش از ثبت نام براي انتخابات رياست جمهوري نهم طي اظهاراتي بر توسعه اقتصادي و سياسي در دوران ‪ ۱۶‬ساله خود و خاتمي مهر تاييد زد و گفت كه "تداوم آن مي‌تواند توان ملي كشور را در همه زمينه‌ها افزون و معضل بيكاري را حل نمايد." جملات مذكور نشان مي‌دهد كه انتخاب خاتمي براي مركز استراتژيك ، حساب شده و در جهت اهداف مشترك هر دو (هاشمي رفسنجاني و خاتمي) صورت گرفته است.  (مشروح)

*****

ما دو تا داداشیم

دو تا مطلب از ابراهیم نبوی:

  1. جمهوری چهارم
    با توجه به اینکه اصولا ایران یک کشور بزرگ با یک تاریخ غنی است و ما هر چند سالی باید یک بار به یکی از سلسله های تاریخی توجه کنیم، لذا آخرین پیشرفت در کشف جمهوری چهارم: جمهوری احمدی نژاد، اعلام می‌شود
    از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰، جمهوری اشکانیان، در این دوره مردم همیشه اشک می ریختند.
    از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸، جمهوری صفویان، دوره میرحسین موسوی، در این دوره مردم همیشه توی صف بودند.
    از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۸۴، دوره هاشمی و خاتمی، دوره سامانیان، در این دوره همه به سر و سامانی رسیدند.
    از سال ۱۳۸۴ به بعد..، دوره احمدی نژاد، دوره آل بویه، در این دوره بوی قضایا در آمد و اصولا همه چیز بودار شد.

*****

۲. آب افتاد دست یزید
احمدی نژاد فعلا یک لنگی پشت در ایستاده است. بعد از یک دوره شلوغ بازی و اظهارات عدیده در باب مسائل نامربوطه، بالاخره هاشمی اوضاع را در دست گرفت و به قول برادران عزیز«آب افتاد دست یزید»، فعلا شورای تشخیص مشغول نظارت بر ایتام، سرپرستی صغار، رسیدگی به ابن السبیل و از راه ماندگان و بدون ویزاها، باجناق ها و برادران اهل عمل و انواع مهرورزان و عدالت گستران است. بعد از یکی دو حمله نسبتا تند از سوی نمایندگان مجلس هفتم که اول فکر می کردند دارند به هاشمی حمله می کنند و بعد متوجه شدند که دارند به آیت الله خامنه ای حمله می کنند، این نمایندگان متهم به از دست دادن حالت ذوب در ولایت شده و سیاست سکوت را در پیش گرفتند. حداد عادل، مردی که در طول یک روز می تواند از بیست موضع متضاد دفاع کند، بدون این که مشکلی پیدا برايش پيدا شود، از مصوبه اخیر مجمع تشخیص نظام دفاع کرد و در حین دفاع هم به نظر خیلی خوشحال می رسید، البته این اولین بار بود که حدادعادل بدون اینکه شعری بخواند در مورد چیزی حرف زد. همزمان با این موضوع سید محمد خاتمی که چندی پیش حکم عضویت در شورای تشخیص را که از سوی رهبری به او داده شده بود، رد کرده بود، حکم هاشمی رفسنجانی را به عنوان عضو شورای عالی مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پذیرفت. فعلا شورای عالی شامل هاشمی، روحانی و خاتمی است.


مشکل غیرمترقبه: اکبر اعلمی؛ معروف به «ترک بی دلیل» افزایش اختیارات مجمع تشخیص را مخالف قانون اساسی دانست. بعضی آگاهان مخالفت اعلمی را ناشی از دوستی وی با قانون دانستند، اما ناظران توضیح دادند که علت این موضوع دشمنی با هاشمی است.

نگارش در تاريخ شنبه نهم مهر 1384

 

جلسه تشخیص مصلحت

نمی دونم تصادفیه یا نه؛ خبر یا حتی تیتر خبر خطبه های نماز جمعه تهران تو صفحه اصلی هیچ کدوم از خبرگزاری های ایسنا، ایرنا و ایلنا نیومد! (یا بلافاصله برش داشتن) در حالی که تیتر خطبه های امام جمعه قم ــ که گفته "مردم از مسئولان مي‌خواهند كه آنان هرچه سريعتر فعاليت‌هاي هسته‌اي را آغاز كنند دولتمردان نبايد فقط به راه اندازي UCF اصفهان اكتفا كنند" ــ هست!

هاشمی تو خطبه های دیروز گفت:

اين ميدان،  جاي شعار نیست، جاي عقلانيت، مذاكره و دريچه‌اي براي رسيدن به اهداف است. بايد از اهرمها با صبر و مدبرانه بدون ايجاد تحريك و تنش استفاده كرد... مصاف، مصاف آساني نيست. گاهي فكر مي‌شود اگر مسايل را خوشبينانه مطرح كنند، روحيه مردم بالا مي‌رود و من اين مساله را قبول دارم اما مردم بايد اميد به قدرت خودشان داشته باشند نه اميد واهي...مذاكرات و بحث‌هايي كه مطرح است بايد ادامه يابد و در مورد اينكه مي‌گويند ما به ايران اعتماد نداريم، ما بايد اثبات كنيم كه اهل استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي نيستيم.

من نمی دونم حضرات با پلاکاردهای مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا چه جوری می خوان ثابت کنن دنبال استفاه صلح آمیز از انرژی هسته ای ان!

 

حاشیه: یه جا که صحبت از دفاع مقدس شد ملت شروع کردن به تکبیر و شعار و آخرشم داشتن میگفتن "هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو" که آقا شاکی شد و گفت من دارم از حماسه مردم حرف می‌زنم! (البته با لحن ملایم) بچه‌م به شعار آلرژی داره! دفعه قبل هم که ملت هی "مرگ بر، مرگ بر" راه انداخته بودن آخر طاقتش صاق شد گفت بسه دیگه بفرمایین!

 

*****

بازتاب سخنان هاشمی در نماز جمعه

خلیج تایمز در شماره امروز خود به نقل از هاشمی رفسنجانی موقعیت هسته ای ایران را بسیار جدی توصیف کرد و نوشت که به گفته وی به جای شعار باید از دیپلماسی استفاده کرد. این روزنامه نوشت: این نخستین بار پس از روی کار آمدن جناح راست در ایران است که یکی از مقامات ارشد این کشور درباره چگونگی اداره امور اظهار نظر می کند

 

*****

بد و بیراه به هاشمی همچنان ادامه داره! بدجوری از پاچه ش آویزون شده ن. بعد از سخنان گهربار احمدی نژاد که گفته بود:

ما نمي‌توانيم به اسم پيشرفت، عدالت را فراموش كنيم؛ در حالي‌كه توسعه‌ي كشور بايد منبع رفاه اجتماعي مي‌شد، به ضدعدالت تبديل شده و قله‌هاي ثروت شكل مي‌گيرد. در دوران توسعه پس از مدتي متوجه شديم كه عمران و آبادي كشور هزينه‌هاي بسيار بالايي را داشته است،  گسترش فقر، تشديد شكاف طبقاتي، مديراني كه به بيت‌المال دست‌اندازي مي‌كنند و در مراكز تصميم‌گيري نفوذ كرده و قانون را دور مي‌زنند، همه هزينه‌هاي اين روند توسعه‌اي بوده‌اند...برخي مسؤولان سد بزرگي را در برابر اهداف انقلاب ايجاد مي‌كنند.

بازم یکی از سپاهی ها (سردار عليرضا افشار معاون فرهنگى ستاد كل نيروهاى مسلح) افاضات فرمودن:

پروژه ها و سرمايه هاى زيادى در دوران سازندگى صرف شد اما پس از ۸ سال، بيكارى، فاصله طبقاتى بين فقير و غنى خيلى زياد شد و شاخصه هاى توسعه تحقيق پيدا نكرد، براى اين كه از فرهنگ ايثار و شهادت در پروژه ها و برنامه ها سازندگى استفاده نشد

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفتم مهر 1384
از ابراهیم نبوی:

الفنون (احمدی نژاد) در جریان دادن گزارش کار به مصباح یزدی، سری هم به سایر روحانیون زد. نکته اینکه جز مصباح یزدی هیچ روحانی مهمی نامش را کنار الفنون نمی گذارد. رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان در اجلاسیه جامعه مندرسین حوزه علمیه قم شرکت کرد و گفت: ما محتاج حمایت و نظارت هستیم. ظاهرا قرار است نظارت بوسیله استاد مصباح صورت بگیرد ولی بقیه روحانیون حمایت کنند. الفنون که معلوم نبود منظورش چیست و کیست، گفت: « برخی مسوولان سد بزرگی را در برابر اهداف انقلاب ایجاد می کنند، حتی اینها بسیاری از رسانه ها را در اختیار خود قرار داده اند.» آگاهان خاطرنشان کردند که بعد از انتخابات این اولین باری است که احمدی نژاد در مورد هاشمی رفسنجانی حرف می زند. احمدی نژاد که منظورش از فرهنگ همان چفیه و جمکران و دعای فرج بود، گفت: توسعه بدون فرهنگ ما را به جایی نمی رساند.

***

حمله به هاشمی رفسنجانی در تظاهرات جلو سفارت

طلاب و بسيجی‌ها با گوجه فرنگی و تخم مرغ

طلاب و بسيجی‌ها با گوجه فرنگی و تخم مرغ

 تجمع برنامه ريزی شده دانشجويان حزب اللهی در برابر سفارت بريتانيا در تهران بعد از آن که چند تن از طلاب و بسيجی ها به سمت ساختمان سفارت گوجه فرنگی و كيسه‌هاي رنگ پرتاب كردند، به درگيري با نيروی انتظامی انجاميد که به ظاهر دستور داشت نگذارد اين عده اثری از تظاهرات خود بر جا بگذارند.... از جمله صحنه های ديدنی توزيع چند هزار صفحه کاغذ در ميان تظاهر کنندگان که در آن متن گفته های ملاحسنی امام جمعه اروميه با تيتر بزرگ تبليغات مافيای نفتی چاپ شده بود. مطابق نوشته اين صفحه امام جمعه اروميه گفته گره بحران هسته ای به دست هاشمی رفسنجانی حل می شود . اگر وی به دستور رهبری وارد صحنه شود برای ما اتم می گيرد که از نان شب هم واجب ترست. طلبه ای که اين نوشته را توزيع می کرد با صدای بلند هم می‌گفت زنده باد احمدی نژاد، تبليغات مافيای نفتی محکوم است. ما تسليم نمی خواهيم. (مشروح گزارش)

درباره وبلاگ

انقدر مطمئن نباش ــ از هیچی!
موضوعات
آخرين مطالب
پيوند هاي روزانه
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ