حالا از این نقل قول عجیب و غریب هم که بگذریم، دیدن کرباسچی در اردوگاه حامیان کروبی غافلگیر کننده بود. شاید اون چیزی که ازش بدم میاومد (رای دادن به کروبی) داره به سرم میاد!
واقعا چه خبر شده؟ آیا این تصمیم کاملا شخصی بوده؟ موضع کارگزاران و هاشمی در برابر این قضیه چیه؟ میدونم که هاشمی و کارگزاران نسبت به کاندیداتوری خاتمی طبعا نباید نظر چندان مثبتی داشته باشن. البته نه به خاطر خود خاتمی ـ بلکه به خاطر حساسیت شدیدی که نسبت به خاتمی وجود داره و احتمال موفقیتش رو هم در مرحلهی انتخابات (امدادهای غیبی!) و هم بر فرض محال در صورت رسیدن به ریاست جمهوری نزدیک به صفر میکنه.
اما کروبی؟!... نامهی سرگشادهای که دم انتخابات قبلی برای هاشمی نوشته بود و کوبیده بودش یادتون هست؟
و اکنون بنگرید که خداوند ـ به توسط احمدی نژاد ـ چگونه دلها را به هم نزدیک کرد. باشد که پند بگیرید!
مرتبط: کرباسچی؛ بازگشت به عملگرایی از یاد رفته
×××
در مورد سفر هاشمی به عراق و استقبال و اعتراضها، پیشنهاد میکنم این نوشته رو بخونید: لشگر كشي هاشمي رفسنجاني به عراق و روح ناآرام صدام!
در مجموع به نظر میاد دلیل این اعتراضها ـ که ظاهرا گسترده و آن چنان مهم هم نبوده ـ برخلاف اون چه رسانههای غربی ادعا کردن نه به خاطر اعتراض به مداخلات ایران بلکه بیشتر به خاطر فرماندهی هاشمی در جنگ با عراق بوده.
حاشیه ـ کامنت یکی از خوانندههای تابناک جالبه:
"در بعضي فيلمهاي زمان اول انقلاب كه چهره هاشمي را با الان مقايسه مي كنم پي ميبرم كه چه فشار كاري وروحي را تا كنون متحمل شده"
فکر میکنم این اواخر با دیدن فیلم های مستندی که تلویزیون از سالهای اول انقلاب پخش میکنه این فکر از ذهن خیلیها گذشته!
×××
مثل این که فائزه باز هوس کربوبلا کرده!

