"وي مخالف مارکسيسم ومخالف مجاهدين بوده وبر اين باور است که دولت بايد آزادي هاي بيشتري به مردم بدهد ."
البته میدونیم که هاشمی زمانی از مهم ترین پشتیبانان مجاهدین بوده ولی بعدا اختلاف نظر پیدا میکنن... منتها نکتهی مورد نظر من در این نوشته، قسمت دومش هست که هدف هاشمی از مبارزهی سیاسی لزوم آزادی مردم ذکر شده و نکتهی جالب دیگه این که از احکام اسلام یا حکومت اسلامی و اینها هیچ خبری نیست!
در کتاب "هاشمی بدون رتوش" هم زیباکلام از هاشمی پرسیده که اگر شاه به روحانیون اهمیت بیشتری میداد و مسایل مذهبی رو بیشتر رعایت میکرد آیا اونا از مبارزه برای انقلاب دست میکشیدن، و هاشمی در جواب گفته نه:
"
اگر رژیم به فرض به مراجع وحوزه احترام می گذاشت ویک مقدار ظواهر شرع را مراعات می کرد [باز هم] چیزی را تغییر نمی داد ...ما قانع نبودیم [ولی] اگر یک مقدار انتخابات را آزاد می کرد واگر وابستگی های خارجی را از این وقاحت درمی آورد ...شاید وضع فرق می کرد ...اگر مشروطه یواقعی وقانون اساسی اجرا می شد ،حتی متمم قانون اساسی ،که شاه حکومت نکند وتنها سلطنت کند ،اجرا می شد وموارد دیگر را هم رعایت می کردند فکر می کنم بخشی از خواسته ها هم تخفیف می یافت ... ودر این صورت نیازی به انقلاب کردن نبود ."
مرتبط:

